در جنوب لبنان چه خبر است؟ | آخرین تغییرات نقشه و وضعیت آتشبس
به گزارش اطلاعات نیوز، تحولات میدانی در جنوب لبنان طی روزها و هفتههای اخیر به نقطهای بحرانی و سرنوشتساز رسیده است. در حالی که افکار عمومی جهان و ناظران سیاسی در انتظار تثبیت شرایط بر اساس توافقات...
به گزارش اطلاعات نیوز، تحولات میدانی در جنوب لبنان طی روزها و هفتههای اخیر به نقطهای بحرانی و سرنوشتساز رسیده است. در حالی که افکار عمومی جهان و ناظران سیاسی در انتظار تثبیت شرایط بر اساس توافقات دیپلماتیک میان ایران و آمریکا بودند، خطوط مقدم نبرد در جنوب رودخانه لیتانی شاهد سنگینترین و پیچیدهترین درگیریهای زمینی و هوایی است. از تغییرات گسترده در نقشه میدانی و تصرف دژهای تاریخی تا کمینهای مرگبار، همگی نشان از آن دارند که سرنوشت این منطقه، بیش از آنکه روی میزهای دیپلماتیک رقم بخورد، در امتداد تپههای استراتژیک نبطیه و صور نگاشته میشود.
بخش اول: کالبدشکافی نقشه؛ آخرین تغییرات ارضی و جغرافیای نظامی
بررسی دقیق نقشههای میدانی در جنوب لبنان نشان میدهد که ارتش اسرائیل با خروج از لاک دفاعی، دست به یک پیشروی تدریجی اما عمیق در سه محور اصلی زده است. تا به امروز، مساحت کل مناطق تحت کنترل یا نفوذ عملیاتی ارتش اسرائیل در خاک لبنان به ۶۲۰ کیلومتر مربع رسیده است. این تغییرات ارضی را میتوان به سه بخش عمده تقسیم کرد:
۱- منطقه صور (محور غربی)
در جبهه غربی و در نزدیکی خط ساحلی، ارتش اسرائیل موفق شده است روستاهای البیاضه و مجدل زون را به کنترل خود درآورد. با الحاق این مناطق، وسعتی در حدود ۱۱ کیلومتر مربع به منطقه تحت نفوذ اسرائیل افزوده شده است. این محور در هفتههای گذشته شاهد شدیدترین نبردهای تنبهتن و تبادل آتش سنگین بوده است، چرا که کنترل این روستاها امکان اشراف بر جادههای ساحلی و خطوط مواصلاتی جنوب به شمال را فراهم میسازد.
۲- منطقه مرکزی (محور حداثا)
در بخش مرکزی جبهه، تمرکز عملیاتی بر روی منطقه حداثا بوده است. ارتش اسرائیل با ورود به این منطقه به وسعت ۱۶ کیلومتر مربع، نبردی چندروزه و نفسگیر را با رزمندگان حزبالله تجربه کرد. هدف اسرائیل در این محور، تکهتکه کردن خطوط دفاعی حزبالله در بخش مرکزی جنوب لبنان و ممانعت از هماهنگی میان واحدهای موشکی و ضدزره مقاومت است.
۳. منطقه نبطیه (محور شمالی و شرقی)
مهمترین، حساسترین و استراتژیکترین تغییر در نقشه میدانی، در شمال شرقی این خطوط رخ داده است. ارتش اسرائیل با عبور از رودخانه استراتژیک لیتانی، به منطقه نبطیه ورود کرده و موفق به الحاق ۲۵ کیلومتر مربع از اراضی این منطقه شده است. کانون اصلی این پیشروی، تپههای راهبردی «علیالطاهر» در جنوب شرقی نبطیه است؛ منطقهای که به دلیل ارتفاع بالا، دید کاملی بر بخشهای وسیعی از جنوب لبنان دارد. با این حال، شواهد نشان میدهد که نیروهای اسرائیلی در این محور با مقاومت سرسختانهای مواجه شده و در عمل به درِ بسته خوردهاند.
بخش دوم: تشریح عملیاتهای میدانی و درگیریهای خونین اخیر
بررسی جدول زمانی و نوع عملیاتها در روزهای اخیر نشاندهنده یک استراتژی تهاجم همهجانبه از سوی اسرائیل و در مقابل، یک دفاع متحرک و مبتنی بر پدافند غیرعامل و جنگ نامتقارن از سوی حزبالله است. سه رویداد عمده، نمایانگر این وضعیت است:
۱. تصرف دژ تاریخی بوفورت؛ نمادگرایی و واقعیت استراتژیک
در اواخر ماه مه، ارتش اسرائیل در یک عملیات هماهنگ موفق شد دژ بوفورت (قلعه شقیف) را تصرف کند. این دژ که بر روی یک یال مرتفع و صخرهای مشرف بر رودخانه لیتانی بنا شده، دارای ارزش نظامی بینظیری است؛ زیرا دید کامل و اشراف مستقیمی بر کل جنوب لبنان و شمال اراضی اشغالی دارد.
بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، پس از تصرف این دژ، آن را «مرحلهای دراماتیک و تغییری اساسی در سیاستهای ما» خواند و بلافاصله دستور گسترش عملیاتها به عمق خاک لبنان را صادر کرد. اهمیت این دژ صرفاً نظامی نیست، بلکه ابعادی نمادین دارد؛ چرا که این قلعه در سالهای ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ نیز در اشغال اسرائیل بود و تصرف مجدد آن، تداعیکننده بازگشت به دوران اشغالگری گذشته است.
۲. طوفان آتش بر فراز نبطیه (حملات ۱۸ و ۱۹ ژوئن)
همزمان با پیشرفتهای دیپلماتیک و امضای توافق میان ایران و آمریکا، ارتش اسرائیل دست به یک غافلگیری نظامی زد. جنگندهها و پهپادهای اسرائیلی به مدت یک شبانهروز کامل، حملات هوایی بیسابقهای را علیه منطقه نبطیه اجرا کردند. خبرگزاری رسمی لبنان این عملیات را یکی از شدیدترین و وحشتناکترین بمبارانهای این جنگ توصیف کرد.
جزئیات عملیات هوایی اسرائیل: بنا بر اعلام رسمی ارتش اسرائیل، در این حمله کوبنده بیش از ۸۰ هدف حیاتی مورد اصابت قرار گرفت. این بانک اهداف شامل مراکز فرماندهی و کنترل زمینی، سکوهای مخفی پرتاب موشکهای بالستیک و میانبرد، و زاغههای مهمات و زیرساختهای لجستیکی حزبالله در منطقه نبطیه و دیگر نقاط جنوب لبنان بوده است.
۳. کمین مرگبار تپه علیالطاهر؛ پاسخ سخت حزبالله
در تقابل با این حملات، حزبالله لبنان نشان داد که ساختار فرماندهی و توان رزمی خود را در زمین حفظ کرده است. وقایع شبهای گذشته در منطقه «علیالطاهر» در شرق نبطیه، معادلات آتشبس را به کلی دگرگون کرد. نیروهای پیاده و زرهی اسرائیل که در حال پیشروی برای تثبیت موقعیت خود در این تپهها بودند، در یک کمین ترکیبی و فوقالعاده حسابشده گرفتار شدند.
در این درگیری شدید، رزمندگان حزبالله با استفاده از موشکهای هدایتشوندۀ ضدتانک (ATGM) و پهپادهای انفجاری، به ستون نظامی اسرائیل هجوم بردند. نتیجه این عملیات، انهدام سه تانک پیشرفته مرکاوا و چندین خودروی زرهی دیگر بود. منابع خبری و اطلاعاتی ارتش اسرائیل سرانجام با شکستن بایکوت رسانهای، رسماً اعتراف کردند که در این کمین ۵ نظامی اسرائیلی از جمله یک فرمانده گردان کشته و دهها تن دیگر به شدت زخمی شدهاند. این حادثه، سنگینترین تلفات تکروزۀ اسرائیل از زمان آغاز دوره جدید درگیریها به شمار میرود.

بخش سوم: عمق استراتژیک؛ اصرار بر منطقه حائل ۱۰ کیلومتری
یکی از اصلیترین گرههای کور در بحران فعلی، تعریف مفهوم «امنیت مرزی» از دیدگاه تلآویو است. علیرغم وجود توافقات بینالمللی میان ایران و آمریکا که با صراحت بر توقف فوری عملیاتهای نظامی در لبنان و احترام کامل به تمامیت ارضی این کشور تأکید دارد، مقامات اسرائیلی رویکرد متفاوتی را در پیش گرفتهاند.
اسرائیل به طور رسم و بدون ابهام اعلام کرده است که نیروهای خود را از منطقه حائل ۱۰ کیلومتری در جنوب لبنان خارج نخواهد کرد. از نظر استراتژیستهای نظامی اسرائیل، ایجاد این نوار حائل در عمق خاک لبنان برای «رفع پایدار تهدیدات راکتی و پهپادی حزبالله و تقویت بنیه دفاعی جهت بازگشت ساکنان شمال اسرائیل به منطقه» یک ضرورت غیرقابل مذاکره است. این اصرار بر ماندن، درعمل به معنای تغییر جغرافیای سیاسی و تحمیل یک واقعیت امنیتی جدید به دولت و ملت لبنان است.
نتیجهگیری و چشمانداز آینده
امروز مفهوم آتشبس در لبنان فراتر از یک توقف ساده آتشباری است؛ آتشبس اکنون به یک معادله چندوجهی مبدل شده که در آن «اصل متقابل بودن تعهدات» حرف اول را میزند.
طرفهای غربی و آمریکا فشار خود را بر روی تعهدات حزبالله متمرکز کردهاند، در حالی که دولت لبنان، جبهه مقاومت و ایران تاکید دارند که تا زمان خروج آخرین سرباز اسرائیلی از مناطق اشغالی جدید (از جمله صور، حداثا و نبطیه)، هیچ توافقی پایدار نخواهد بود.
توافقات دیپلماتیک مکتوب میان قدرتها نشان دادهاند که بدون داشتن ابزار مهار در میدان، در برابر غرش تانکها و پرواز جنگندهها کارایی لازم را ندارند. آینده جنوب لبنان و فرم نهایی نقشههای این منطقه، در گرو پایداری در تپههای علیالطاهر و میزان تداوم جنگ فرسایشی است؛ میدانی پیچیده که در آن ارادههای تقابلجو، فراتر از هر کاغذی، مرزها را ترسیم میکنند.
