درس تلخ هرمز برای متجاوز
به گزارش اطلاعات نیوز، نشریه آمریکایی آتلانتیک در گزارشی با عنوان «اشتباه بزرگ آمریکا در ایران» به کالبدشکافی یکی از پرهزینهترین تصمیمات سیاست خارجی واشنگتن پرداخت و نوشت که کاخ سفید با این تصور...
به گزارش اطلاعات نیوز، نشریه آمریکایی آتلانتیک در گزارشی با عنوان «اشتباه بزرگ آمریکا در ایران» به کالبدشکافی یکی از پرهزینهترین تصمیمات سیاست خارجی واشنگتن پرداخت و نوشت که کاخ سفید با این تصور وارد جنگ شد که میتواند صرفاً از طریق بمباران هوایی، ایران را وادار به تسلیم یا فروپاشی داخلی کند؛ تصوری که در عمل با واقعیتهای میدان برخورد کرد و شکست خورد.
به نوشته آتلانتیک، آمریکا و رژیم صهیونیستی در آغاز جنگ بر این فرض تکیه داشتند که فشار نظامی گسترده، جامعه ایران را به شورش وادار میکند یا تهران را به پذیرش خواستههای واشنگتن سوق میدهد. اما نه خبری از فروپاشی داخلی شد و نه ساختار حاکمیتی ایران از هم پاشید. در مقابل، ایران با تکیه بر ابزارهای بازدارنده خود، معادله جنگ را به سمت فرسایش طرف مقابل سوق داد.
این رسانه آمریکایی تأکید میکند که واشنگتن گرفتار همان اشتباهی شد که پیش از این در جنگهای متعدد مرتکب شده بود؛ این باور که «قدرت هوایی بهتنهایی میتواند جنگ را ببرد». آتلانتیک با مرور تجربههای تاریخی از جنگ جهانی دوم تا ویتنام و افغانستان یادآور میشود که بمبارانهای گسترده هرگز بهتنهایی ضامن پیروزی نبودهاند و بدون حضور نیروی زمینی یا تهدید معتبر به اشغال، اهداف سیاسی محقق نمیشوند.
در بخش مهمی از این گزارش آمده است که ایران از همان ابتدای جنگ، نظریه مشخصی برای پیروزی داشت و میدانست نتیجه نهایی در میدان دیگری تعیین میشود؛ تنگه هرمز. آتلانتیک تصریح میکند تهران بهخوبی درک کرده بود که توانایی اثرگذاری بر جریان انرژی و تجارت جهانی، اهرمی بسیار مهمتر از تبادل صرف آتش در میدان نبرد است.
این نشریه همچنین به اختلاف نظر میان فرماندهان نظامی آمریکا و تیم سیاسی ترامپ اشاره کرده و مینویسد برخی فرماندهان ارشد نسبت به پیامدهای ورود به جنگ هشدار داده بودند، اما این هشدارها نادیده گرفته شد. نتیجه آن شد که واشنگتن وارد نبردی شد که برای پایان دادن به آن، ابزار مؤثری در اختیار نداشت.
آتلانتیک در ارزیابی نهایی خود تصویری تیره از دستاوردهای آمریکا ارائه میدهد؛ تصویری که در آن انبارهای مهمات آمریکا تحلیل رفته، روابط خارجی این کشور آسیب دیده و اعتبار نظامی واشنگتن زیر سؤال رفته است. در مقابل، ایران نهتنها از هدف اصلی جنگ یعنی تغییر نظام سیاسی مصون ماند، بلکه به گفته نویسنده مقاله، در «بهترین موقعیت راهبردی تاریخ خود» قرار گرفته است.
نکته قابل توجه آن است که این ارزیابی نه از سوی رسانههای منتقد آمریکا، بلکه از دل یکی از شناختهشدهترین نشریات جریان اصلی آمریکا مطرح میشود. آتلانتیک صراحتاً نتیجه میگیرد که جنگ علیه ایران از ابتدا بر یک فرض اشتباه بنا شده بود؛ فرضی که قدرت بمبها را جایگزین فهم واقعیتهای ژئوپلیتیک کرده بود.
اکنون پرسشی که در فضای سیاسی آمریکا مطرح شده این است که آیا واشنگتن از این تجربه درس خواهد گرفت یا بار دیگر همان خطای قدیمی را با نامی جدید تکرار خواهد کرد؛ خطایی که این بار نه در کوهستانهای افغانستان یا جنگلهای ویتنام، بلکه در سواحل هرمز، هزینه سنگینی برای آمریکا به جا گذاشت.
