ترامپ از میدان جنگ تا بازار ذرت
به گزارش اطلاعات نیوز، جنگی که قرار بود ایران را وادار به عقبنشینی کند، حالا در روایت دولت دونالد ترامپ به داستانی درباره صادرات محصولات کشاورزی آمریکا تبدیل شده است. خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی...
به گزارش اطلاعات نیوز، جنگی که قرار بود ایران را وادار به عقبنشینی کند، حالا در روایت دولت دونالد ترامپ به داستانی درباره صادرات محصولات کشاورزی آمریکا تبدیل شده است. خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی تازه فاش میکند که رئیسجمهور آمریکا و تیمش تلاش دارند توافق اخیر با تهران را با ادبیاتی اقتصادی برای افکار عمومی داخلی بازاریابی کنند؛ گویی مسئله اصلی نه ماهها تنش، هزینههای سنگین نظامی و بحران انرژی، بلکه فروش بیشتر ذرت و سویا به بازارهای خارجی است.
بر اساس گزارش آسوشیتدپرس، ترامپ و معاونش جیدی ونس توافق با ایران را فرصتی بزرگ برای کشاورزان آمریکایی معرفی کردهاند و مدعیاند این توافق میتواند درآمدهای تازهای برای بخش کشاورزی آمریکا ایجاد کند. اما همین روایت بلافاصله با واکنش تهران روبهرو شد و مقامات ایرانی بخشهایی از ادعاهای مطرحشده از سوی واشنگتن را زیر سؤال بردند.
آنچه در این میان جلب توجه میکند، تلاش آشکار کاخ سفید برای فرار از پرسشی بزرگتر است؛ اینکه اگر جنگ علیه ایران موفقیتآمیز بود، چرا امروز دولت آمریکا بهجای سخن گفتن از اهداف راهبردی و امنیتی، درباره بازار محصولات کشاورزی صحبت میکند؟
منتقدان ترامپ معتقدند رئیسجمهور آمریکا اکنون در حال انجام همان کاری است که بسیاری از سیاستمداران پس از شکستهای پرهزینه انجام میدهند؛ تغییر موضوع بحث. جنگی که با شعار مهار ایران آغاز شد، نه به تغییر رفتار تهران انجامید و نه توانست نفوذ منطقهای جمهوری اسلامی را از میان ببرد. در عوض، اقتصاد جهانی با شوک انرژی، افزایش هزینه حملونقل و بیثباتی گسترده مواجه شد؛ پیامدهایی که دامن خود آمریکا را نیز گرفت.
آسوشیتدپرس در گزارش خود به این نکته اشاره میکند که دولت ترامپ تلاش دارد توافق اخیر را بهعنوان یک دستاورد اقتصادی برای رأیدهندگان داخلی عرضه کند. این مسئله بهویژه برای ایالتهای کشاورزی اهمیت دارد؛ مناطقی که همواره یکی از پایگاههای اصلی رأی ترامپ محسوب میشوند. به بیان دیگر، کاخ سفید در تلاش است آنچه را در عرصه ژئوپلیتیک نتوانسته بهعنوان پیروزی عرضه کند، در قالب منفعت اقتصادی به افکار عمومی بفروشد.
اما مشکل اینجاست که روایت آمریکا با واقعیتهای میدانی همخوانی ندارد. ایران نهتنها ادعاهای مطرحشده درباره برخی مفاد توافق را رد کرده، بلکه نشان داده حاضر نیست توافق را بهعنوان نتیجه فشارهای واشنگتن معرفی کند. همین مسئله موجب شده روایت پیروزیطلبانه ترامپ از همان ابتدا با چالش جدی روبهرو شود.
از نگاه بسیاری از تحلیلگران، بزرگترین بحران ترامپ پس از جنگ ایران، نه خود توافق بلکه ناتوانی در اقناع افکار عمومی آمریکاست. مردم آمریکا از خود میپرسند چرا کشوری که قرار بود تحت فشار تسلیم شود، اکنون به طرف مذاکرهای تبدیل شده که کاخ سفید برای توجیه آن ناچار است از منافع کشاورزان سخن بگوید.
شاید به همین دلیل باشد که گزارش آسوشیتدپرس بیش از آنکه درباره تجارت و کشاورزی باشد، درباره بحران روایت در واشنگتن است؛ بحرانی که در آن دولت ترامپ تلاش میکند شکستهای ژئوپلیتیکی را پشت آمار صادرات و وعده رونق اقتصادی پنهان کند. اما واقعیت آن است که وقتی یک رئیسجمهور پس از ماهها جنگ، بهجای سخن گفتن از دستاوردهای راهبردی، به تبلیغ فروش محصولات کشاورزی روی میآورد، این پرسش جدیتر از همیشه مطرح میشود که چه کسی واقعاً از این توافق سود برده و چه کسی در حال مدیریت هزینههای یک ماجراجویی پرخرج است.
