سیانان از صلحی میگوید که بوی شکست میدهد
به گزارش اطلاعات نیوز، پس از ماهها تنش، درگیری نظامی و شوکهای پیاپی به بازار انرژی جهان، اکنون حتی رسانههای آمریکایی نیز به دشواری مسیر ترامپ در برابر ایران اعتراف میکنند. گزارش تحلیلی سیانان...
به گزارش اطلاعات نیوز، پس از ماهها تنش، درگیری نظامی و شوکهای پیاپی به بازار انرژی جهان، اکنون حتی رسانههای آمریکایی نیز به دشواری مسیر ترامپ در برابر ایران اعتراف میکنند. گزارش تحلیلی سیانان با عنوان «ایران به ترامپ نشان میدهد صلح چقدر سخت است» تصویری متفاوت از روایت رسمی کاخ سفید ارائه میدهد؛ روایتی که در آن رئیسجمهور آمریکا دیگر در جایگاه فرمانده پیروز جنگ دیده نمیشود، بلکه سیاستمداری است که در حال مدیریت هزینههای یک بحران پرهزینه و فرسایشی است.
ترامپ زمانی وعده داده بود که با فشار حداکثری، تحریمهای فلجکننده و قدرت نظامی، ایران را به پذیرش خواستههای واشنگتن وادار خواهد کرد. اما امروز همان رئیسجمهور در مصاحبههای خود اذعان میکند که رسیدن به توافق با ایران «بسیار سخت» است و تهران کشوری «قوی و مغرور» باقی مانده است. این اعتراف، فاصله عمیق میان شعارهای انتخاباتی و واقعیت میدان را آشکار میکند.
آنچه بیش از همه کاخ سفید را تحت فشار قرار داد، نه تنها توان نظامی ایران، بلکه قدرت تهران در اثرگذاری بر معادلات اقتصادی جهان بود. تهدید و اختلال در تردد دریایی در تنگه هرمز کافی بود تا بازارهای جهانی انرژی دچار شوک شوند و قیمت سوخت در بسیاری از کشورها افزایش یابد. حتی تحلیلگران آمریکایی اذعان کردهاند که ایران بدون شلیک مستقیم به کشتیهای تجاری، توانست با ایجاد فضای نااطمینانی، جریان تجارت و انرژی را تحت تأثیر قرار دهد.
سیانان در تحلیل خود به یک نکته مهم اشاره میکند؛ اینکه ترامپ امروز ناچار است با پیامدهای تصمیمی دستوپنجه نرم کند که خود آغازگر آن بوده است. خروج از توافقهای گذشته، تشدید تنشها و سپس ورود به جنگ، اکنون واشنگتن را در موقعیتی قرار داده که برای بازگرداندن ثبات، باید امتیازاتی را بپذیرد که پیشتر آنها را رد میکرد. همین مسئله موجب انتقاد گسترده حتی در میان بخشی از حامیان سنتی ترامپ شده است.
از سوی دیگر، تناقض رفتاری رئیسجمهور آمریکا نیز بیش از گذشته آشکار شده است. او از یکسو از پیشرفت مذاکرات سخن میگوید و از سوی دیگر به تهدید نظامی ادامه میدهد. این دوگانگی باعث شده اعتبار تهدیدهای واشنگتن کاهش یابد و بسیاری از ناظران درباره توان آمریکا برای بازگرداندن بازدارندگی گذشته تردید کنند. برخی کارشناسان آمریکایی حتی هشدار دادهاند که واشنگتن بخش مهمی از قدرت بازدارندگی خود در برابر ایران را تضعیف کرده است.
نکته قابل توجه دیگر، شکاف فزاینده میان واشنگتن و تلآویو است. گزارشهای رسانهای نشان میدهد که اسرائیل از روند مذاکرات و برخی توافقات انجامشده ناراضی است و احساس میکند در تصمیمات کلیدی کنار گذاشته شده است. این وضعیت برای نتانیاهو که سالها رابطه ویژه با ترامپ را یکی از مهمترین سرمایههای سیاسی خود معرفی میکرد، به یک چالش جدی تبدیل شده است.
در نهایت، آنچه از دل گزارش سیانان و سایر رسانههای غربی برمیآید، تصویری متفاوت از روایت اولیه جنگ است. قرار بود ایران منزویتر شود، اما امروز آمریکا برای پیشبرد مذاکرات به میانجیگری بازیگران منطقهای نیاز دارد. قرار بود تهران تحت فشار اقتصادی تسلیم شود، اما اکنون مسئله هرمز و امنیت انرژی جهان به یکی از مهمترین اهرمهای چانهزنی ایران تبدیل شده است. قرار بود ترامپ با نمایش قدرت به یک پیروزی بزرگ سیاسی برسد، اما اکنون بیش از هر زمان دیگری ناچار است هزینههای یک جنگ پرخطا را مدیریت کند.
شاید مهمترین نتیجه این تحولات آن باشد که برخلاف تصور اولیه کاخ سفید، صلح با ایران نه از مسیر تهدید و بمباران، بلکه از مسیر پذیرش واقعیتهای قدرت در منطقه میگذرد؛ واقعیتی که ترامپ دیرتر از آنچه انتظار داشت با آن روبهرو شد.
