بابالمندب؛ گلوگاه حیاتی در تجارت جهانی
به گزارش اطلاعات نیوز، تنگه بابالمندب در مطالعات ژئواستراتژیک معاصر بهعنوان گلوگاه مهمی در مسیرهای دریایی جهان شناخته میشود. این گذرگاه که میان شبهجزیره عربستان و شاخ آفریقا واقع است، عرضی حدود...
به گزارش اطلاعات نیوز، تنگه بابالمندب در مطالعات ژئواستراتژیک معاصر بهعنوان گلوگاه مهمی در مسیرهای دریایی جهان شناخته میشود. این گذرگاه که میان شبهجزیره عربستان و شاخ آفریقا واقع است، عرضی حدود ۳۲ کیلومتر داشته و دریای سرخ را به خلیج عدن (اقیانوس هند) متصل میکند. به همین دلیل بابالمندب کوتاهترین مسیر دریایی میان دریای مدیترانه (اروپا) و اقیانوس هند (آسیا) محسوب میشود، به گفته کارشناسان اقتصادی، سالانه حدود ۱۰ تا ۱۲ درصد از حجم تجارت دریایی جهان از طریق این تنگه انجام میشود.
از سوی دیگر، بخش قابل توجهی از نفت و گاز صادراتی کشورهای حوزه خلیج فارس از مسیر بابالمندب عبور میکند، بر اساس دادههای اداره اطلاعات انرژی آمریکا (EIA)، در سال ۲۰۱۸ میلادی حدود ۶٫۲ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی در روز از این تنگه عبور کرده که بیش از درصد نفت حملشده دریایی جهان را تشکیل میدهد. بسته شدن بابالمندب کشتیها را مجبور میکند مسیر طولانیتر دور زدن قاره آفریقا را طی کنند؛ این مسیر فرعی بهطورمعمول ۱۰ تا ۱۵ روز به زمان سفر اضافه میکند، در نتیجه هرگونه اختلال در این گذرگاه بهسرعت موجب افزایش شدید هزینههای حملونقل و تأخیر در تحویل کالاهای جهانی میشود.
علاوه بر انرژی، حجم عظیمی از کالاهای تولید شرق آسیا نیز از طریق بابالمندب جابهجا میشود. برای نمونه، بخش بزرگی از کالاهای الکترونیکی، خودروسازی و منسوجات تولیدشده در بنادر چین، هند و سایر کشورهای آسیایی به مقصد اروپا از مسیر دریای سرخ و بابالمندب عبور میکند. مسدود شدن این گذرگاه کشتیهای تجاری را ناچار به پیمودن مسیر چندبرابر دور زدن آفریقا میکند که همانطور که اشاره شد با افزایش ۱۰ تا ۱۵ روزی زمان سفر همراه است. چنین چرخش ناگهانی مسیر، علاوه بر بالا بردن هزینه بیمه و سوخت، منجر به کمبود کامیونها و کانتینرهای حمل بار و در نهایت افزایش قیمت کالاها در بازارهای جهانی خواهد شد.
از منظر ژئوپلیتیک، بابالمندب به صحنهای برای رقابت قدرتهای بزرگ بدل شده است. طبق مطالعات بینالمللی، ایالات متحده آمریکا، چین و روسیه هر یک در تلاش برای گسترش حضور و نفوذ نظامی یا اقتصادی خود در نزدیکی این گذرگاه راهبردی هستند. به همین دلیل، تحلیلگران هشدار دادهاند که هرگونه آشفتگی یا حادثه در تنگه بابالمندب میتواند فراتر از یک بحران منطقهای عمل کند؛ بهگونهای که بازارهای جهانی را تحت تأثیر قرار داده، زنجیرههای تأمین را مختل و هزینههای لجستیکی را بهطرز قابلتوجهی افزایش دهد.
از سوی دیگر، مجاورت این تنگه با مناطق درگیر ناآرامی همچون یمن و سومالی، خطرات امنیتی مضاعفی را به وجود آورده است. گزارشهای نظامی و تحلیلی نشان میدهد که بابالمندب در سالهای اخیر بارها شاهد حملات دریایی، دزدی دریایی و تهدیدهای امنیتی بوده است، این شرایط امنیتی نامطمئن عبور امن کشتیها را به مخاطره انداخته و بر اهمیت کنترل دقیق این گذرگاه جغرافیایی افزوده است، تنگه بابالمندب تنها یک مسیر تجاری معمولی نیست، بلکه نقطهای کلیدی در تقاطع ژئوپلیتیک، ژئواستراتژی و ژئواکونومی جهانی محسوب میشود، نقش مهم آن در اتصال شرق به غرب و تأمین جریان انرژی و کالاهای اساسی، جایگاه منحصربهفردی در معادلات قدرت و اقتصاد جهانی ایجاد کرده است.
بابالمندب؛ اهرم فشار بر اقتصاد اروپا
ابراهیم رئیسالسادات، دبیر انجمن ژئوپلتیک ایران، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا درباره اهمیت راهبردی تنگه بابالمندب اظهار کرد: برای درک جایگاه بابالمندب باید ابتدا به ساختار کلان ژئوپلیتیکی جهان توجه کرد. در ادبیات ژئوپلیتیک، جهان بهطورمعمول به سه پهنه ژئواستراتژیک اصلی شامل اقیانوس آرام، اقیانوس اطلس و اقیانوس منجمد شمالی تقسیم میشود. هر یک از این پهنهها دارای شاخهها و زیرمجموعههای ژئواستراتژیک هستند که نقش تعیینکنندهای در معادلات قدرت جهانی ایفا میکنند.
وی افزود: در پهنه ژئواستراتژیک اقیانوس آرام، مناطقی همچون اقیانوس هند، خلیج فارس و دریای سرخ بهعنوان شاخههای مهم ژئواستراتژیک شناخته میشوند. به همین ترتیب، در حوزه اقیانوس اطلس نیز دریای مدیترانه یکی از مهمترین شاخههای راهبردی محسوب میشود. به همین دلیل هرگونه تحول در این مناطق، تنها یک مسئله منطقهای نیست، بلکه میتواند بر معادلات کلان اقتصاد و سیاست جهانی تأثیرگذار باشد.
دبیر انجمن ژئوپلتیک ایران با اشاره به نظریه قدرت دریایی آلفرد ماهان گفت: ماهان سالها پیش از نظریه مکیندر معتقد بود هر قدرتی که بتواند کنترل دریاها را در اختیار بگیرد، درعمل بر بخش مهمی از اقتصاد، تجارت و سیاست جهانی مسلط خواهد شد، به همین دلیل از اواخر قرن نوزدهم تاکنون، بسیاری از قدرتهای بزرگ تلاش کردهاند تسلط خود را بر مسیرهای دریایی و آبراههای راهبردی گسترش دهند.
رئیسالسادات ادامه داد: راهبرد کلان ایالات متحده نیز در دهههای اخیر برپایه همین منطق بوده است، حتی بخشی از رقابتهای واشنگتن در موضوعاتی همچون گرینلند، کانادا و منطقه قطب شمال را میتوان در چارچوب تلاش برای تسلط بیشتر بر پهنههای ژئواستراتژیک تحلیل کرد؛ زیرا بخش مهمی از ظرفیتهای ژئوپلیتیکی منطقه قطب شمال در اختیار روسیه قرار دارد و آمریکا به دنبال افزایش نفوذ خود در این حوزه است.
دبیر انجمن ژئوپلتیک با اشاره به جایگاه ویژه خلیج فارس، دریای سرخ و بابالمندب تصریح کرد: اهمیت این مناطق تنها به موقعیت ژئواستراتژیک آنها محدود نمیشود، بلکه این منطقه در قلب ژئوپلیتیک انرژی جهان قرار گرفته است. به بیان دیگر، خلیج فارس، تنگه هرمز، دریای سرخ و بابالمندب همزمان در سه سطح ژئواستراتژی، ژئوپلیتیک انرژی و ژئواکونومی انرژی دارای اهمیت فوقالعادهای هستند.
وی افزود: نکته مهم دیگر این است که بخش قابل توجهی از مهمترین آبراههای جهان در حوزه کشورهای اسلامی قرار گرفتهاند. تنگه هرمز، بابالمندب، کانال سوئز و تنگه جبلالطارق از مهمترین گلوگاههای ارتباطی جهان محسوب میشوند که همگی به نوعی در قلمرو کشورهای اسلامی قرار دارند. این موضوع علاوه بر ابعاد اقتصادی و امنیتی، دارای پیامدهای سیاسی و حتی ایدئولوژیک نیز هست.
این کارشناس ژئوپلیتیک درباره تحولات اخیر منطقه گفت: پس از تحولاتی که در هفتههای اخیر رخ داد و همزمان با افزایش تنشها میان ایران، رژیم صهیونیستی و آمریکا، هشدارهایی نیز درباره احتمال گسترش دامنه فشارها به سایر گذرگاههای راهبردی منطقه مطرح شد. در همین چارچوب، موضوع بابالمندب نیز بار دیگر در کانون توجه قرار گرفت.
وی ادامه داد: در این میان نباید از نقش برخی بازیگران منطقهای غافل شد. طی سالهای اخیر رژیم صهیونیستی تلاش کرده از ظرفیت منطقهای موسوم به سومالیلند برای افزایش نفوذ خود در مجاورت بابالمندب استفاده کند. سومالیلند از سال ۱۹۹۱ اعلام استقلال کرده است، اما هنوز از سوی بسیاری از کشورها به رسمیت شناخته نشده و همین مسئله مانع تحقق کامل برخی برنامههای ژئوپلیتیکی در این منطقه شده است.
رئیسالسادات خاطرنشان کرد: حتی دولت رسمی سومالی نیز بارها اعلام کرده که از همکاری میان سومالیلند و رژیم صهیونیستی حمایت نمیکند، به همین دلیل طرحهایی که با هدف افزایش نفوذ اسرائیل در این منطقه دنبال میشد، تاکنون با موانع جدی روبهرو بوده است.
وی درباره پیامدهای اقتصادی محدود شدن بابالمندب اظهار کرد: در حوزه انرژی باید توجه داشت که بخش قابل توجهی از صادرات نفت عربستان از مسیرهایی انجام میشود که وابستگی مستقیم به بابالمندب ندارند و بخشی از این صادرات از طریق خطوط لوله و مسیرهای جایگزین به دریای سرخ منتقل میشود. اما در حوزه تجارت جهانی شرایط متفاوت است.
دبیر انجمن ژئوپلتیک ایران تأکید کرد: بخش عمدهای از کشتیهای تجاری که کالاهای تولیدی شرق آسیا را به اروپا منتقل میکنند، از مسیر بابالمندب و دریای سرخ عبور میکنند، در صورت ایجاد محدودیت در این مسیر، کشتیها ناچار خواهند بود کل قاره آفریقا را دور بزنند که این مسئله به معنای افزایش قابل توجه هزینه حملونقل، زمان تحویل کالا و هزینههای لجستیکی خواهد بود.
وی افزود: به همین دلیل اقتصادهایی همچون چین و هند که نقش مهمی در زنجیره تولید جهانی دارند و بخش بزرگی از کالاهای مصرفی جهان را تولید میکنند، از هرگونه اختلال در بابالمندب تأثیر خواهند پذیرفت. همچنین کشورهای اروپایی که مقصد بخش مهمی از این کالاها هستند نیز با افزایش هزینهها و فشارهای اقتصادی روبهرو خواهند شد.

اختلال در بابالمندب، تهدیدی برای تجارت جهانی
دبیر انجمن ژئوپلتیک ایران، با اشاره به جایگاه راهبردی تنگه بابالمندب در نظام تجارت جهانی اظهار کرد: اهمیت این آبراه تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمیشود، بلکه باید آن را در چارچوب پیوند میان ژئوپلیتیک، ژئواستراتژی و اقتصاد جهانی مورد بررسی قرار داد، پیش از احداث کانال سوئز نیز بابالمندب بهعنوان دروازه ورود به دریای سرخ از اهمیت ویژهای برخوردار بود و همین مسئله نشان میدهد که اهمیت این گذرگاه فراتر از یک مسیر حملونقل معمولی است.
وی افزود: در واقع اگر کانال سوئز را از معادلات حذف کنیم، همچنان کشتیها میتوانند وارد دریای سرخ شوند و از ظرفیتهای بنادر منطقه برای تخلیه، بارگیری و انتقال کالا بهره ببرند، اما بدون بابالمندب امکان ورود به این پهنه آبی وجود نخواهد داشت، از همین رو این تنگه را باید نقطه آغازین و حیاتی اتصال تجارت دریایی شرق و غرب دانست.
رئیسالسادات در پاسخ به پرسشی درباره تأثیر احتمالی محدودیت در بابالمندب بر اقتصاد چین گفت: بدون تردید، هرگونه اختلال در این آبراه فشار قابل توجهی بر اقتصاد چین وارد خواهد کرد، زیرا بخش مهمی از صادرات این کشور به بازارهای اروپایی از همین مسیر عبور میکند. البته نحوه روبهرو چین با این شرایط تا حد زیادی به مناسبات سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک میان تهران، پکن و سایر بازیگران منطقه بستگی دارد.
وی ادامه داد: یکی از ابعاد کمتر مورد توجه بحرانهای اخیر این است که بخشی از فشارهای ژئوپلیتیکی موجود، در واقع به رقابتهای فزاینده میان آمریکا و چین بازمیگردد، امروز چین هم از محدودیتهای احتمالی در تنگه هرمز و هم از هرگونه اختلال در بابالمندب متأثر میشود و این مسئله میتواند هزینههای اقتصادی قابل توجهی برای این کشور به همراه داشته باشد.
دبیر انجمن ژئوپلتیک ایران تصریح کرد: با این حال، چین تنها یک بازیگر متضرر نیست، بلکه میتواند از شرایط موجود برای افزایش نقش سیاسی و اقتصادی خود در منطقه نیز بهره ببرد، پکن هم به بازارهای غربی کالا صادر میکند و هم تأمینکننده بخش مهمی از نیازهای کشورهای غرب آسیا است؛ بنابراین توسعه دیپلماسی اقتصادی و سیاسی چین در منطقه میتواند به تقویت جایگاه این کشور در معادلات آینده منجر شود.
وی درباره پیامدهای این تحولات برای اروپا اظهار کرد: در میان بازیگران بینالمللی، اروپا از جمله طرفهایی است که بیشترین آسیب را از اختلال در بابالمندب متحمل خواهد شد. بخش مهمی از کالاهای مورد نیاز کشورهای اروپایی از مسیر دریای سرخ عبور میکند و هرگونه محدودیت در این مسیر، هزینههای واردات، حملونقل و زنجیره تأمین را افزایش خواهد داد.
رئیسالسادات افزود: در چنین شرایطی فشار اقتصادی وارد شده به اروپا میتواند به فشار سیاسی علیه رژیم صهیونیستی تبدیل شود، کشورهای اروپایی به دلیل روابط نزدیک خود با اسرائیل از ابزارهای دیپلماتیک متعددی برخوردار هستند و در صورتی که تبعات اقتصادی بحران افزایش پیدا کند، احتمال اعمال فشارهای سیاسی گستردهتر از سوی اروپا وجود خواهد داشت.

وی با اشاره به مواضع برخی کشورهای اروپایی در ماههای اخیر گفت: حتی پیش از این نیز برخی دولتهای اروپایی، بهویژه فرانسه، در قبال تحولات منطقه مواضع انتقادی اتخاذ کرده بودند، از این رو نمیتوان احتمال ارائه طرحها یا حتی قطعنامههایی علیه اسرائیل در صورت تشدید بحران و افزایش فشارهای اقتصادی بر اروپا را منتفی دانست.
دبیر انجمن ژئوپلتیک ایران در ادامه درباره جایگاه کانال سوئز و نقش بازیگران غیردولتی در این منطقه توضیح داد: کانال سوئز بهطور کامل تحت حاکمیت و مدیریت مصر قرار دارد و از این جهت شرایط آن با بابالمندب متفاوت است، به همین دلیل نیز رژیم صهیونیستی طی سالهای گذشته تلاشهایی را برای ایجاد مسیرهای جایگزین دنبال کرده بود تا وابستگی خود به کانال سوئز را کاهش دهد، هرچند تحولات پس از هفتم اکتبر درعامل بسیاری از این طرحها را با ابهام روبهرو کرد.
وی افزود: درباره نقش حزبالله لبنان نیز باید توجه داشت که این گروه دسترسی عملیاتی مستقیمی به کانال سوئز ندارد و شرایط جغرافیایی و سیاسی منطقه چنین امکانی را فراهم نمیکند، حتی گروههایی همچون حماس نیز در وضعیت کنونی از ظرفیت محدودی برای تأثیرگذاری بر این مسیر برخوردار هستند.
رئیسالسادات در پاسخ به پرسشی درباره وضعیت اقتصادی و سیاسی حزبالله گفت: بدون تردید تحولات اخیر فشارهای متعددی را بر این جریان وارد کرده است و شرایط کنونی با سالهای گذشته تفاوت دارد، با این حال ارزیابی میزان تأثیر این فشارها نیازمند بررسی جداگانه متغیرهای میدانی، سیاسی و اقتصادی است.
وی تأکید کرد: اگر محدودیت در تنگه بابالمندب استمرار پیدا کند، نخستین پیامد آن افزایش فشار اقتصادی بر اروپا خواهد بود، در ادامه این فشار میتواند به مطالبهگری سیاسی و دیپلماتیک کشورهای اروپایی برای کاهش تنشها و تغییر رفتار اسرائیل در منطقه منجر شود.
رئیسالسادات خاطرنشان کرد: از منظر ژئوپلیتیکی، بابالمندب تنها یک آبراه تجاری نیست، بلکه یکی از اهرمهای مهم تأثیرگذاری بر موازنههای قدرت در غرب آسیا و شرق آفریقا محسوب میشود، به همین دلیل تحولات این منطقه میتواند آثار گستردهای بر اقتصاد جهانی، امنیت انرژی و مناسبات سیاسی قدرتهای بزرگ برجای بگذارد.
به گزارش ایمنا، بابالمندب تنها یک گذرگاه دریایی نیست، بلکه یکی از مهمترین گلوگاههای ژئوپلیتیکی و اقتصادی جهان به شمار میرود که هرگونه اختلال در آن میتواند زنجیره تجارت جهانی، امنیت انرژی و موازنه قدرت میان بازیگران منطقهای و بینالمللی را تحت تأثیر قرار دهد، از این رو تحولات این آبراه راهبردی فراتر از یک مسئله منطقهای بوده و پیامدهای گستردهای برای اقتصاد و سیاست جهانی به همراه خواهد داشت.
