تحلیل قدرت ایران و آمریکا در جنگ احتمالی
به گزارش اطلاعات نیوز، حرکت ناوگانهای جنگی و انباشت تسلیحات سنگین آمریکایی در منطقه، سوالات جدیای را درباره احتمال وقوع جنگ مطرح کرده است. آیا این نمایش قدرت به معنای آغاز جنگی گسترده است؟...
به گزارش اطلاعات نیوز، حرکت ناوگانهای جنگی و انباشت تسلیحات سنگین آمریکایی در منطقه، سوالات جدیای را درباره احتمال وقوع جنگ مطرح کرده است. آیا این نمایش قدرت به معنای آغاز جنگی گسترده است؟ تحلیلگران بر این باورند که پاسخ کوتاه «خیر» است، اما پاسخ دقیقتر پیچیدهتر است.
به نظر میرسد آمریکا به دنبال جنگی نیست که هزینههای اقتصادی و سیاسی سنگینی را برایش داشته باشد، بلکه در پی ابزاری برای اعمال فشار حداکثری است تا از موضع قدرت، امتیاز بگیرد. با این حال، جمهوری اسلامی ایران نیز دست روی زانو نگذاشته و با درک دقیق این بازی، پازل دفاعی خود را برای تبدیل هر درگیری احتمالی به یک باتلاق برای دشمن چیده است.
استراتژی آمریکا در این سالها
واشنگتن طی سالهای گذشته تلاش کرد با ابزارهای نرم (جنگ ترکیبی، رسانهای و پروژه رژیمچنج) به اهداف خود در ایران برسد. اگرچه این اقدامات بیاثر نبود، اما نتوانست نتیجه نهایی مورد نظر آمریکا، یعنی سقوط نظام یا تغییر بنیادین ساختار قدرت را محقق کند. برخی از کارشناسان معتقدند اکنون آمریکا به این نتیجه رسیده که «تغییر رفتار» از طریق «تغییر چهرهها» کمهزینهترین راه است.
براساس دیدگاه برخی کارشناسان استراتژی جدید آمریکا برای ایران، بر محوریت «ترور هدفمند» میچرخد. هدف، ایجاد یک نظام بدون سرپرستان کلیدی است؛ جایی که بازیگران اصلی و ضد امپریالیست حذف شده و جای خود را به نیروهایی میدهند که کمتر با غرب دشمنی دارند. آمریکا میخواهد بدون هزینه جنگ مستقیم و حفظ ساختار ظاهری جمهوری اسلامی، سران آن را عوض کند تا با دولت جدید معامله کند.
چرا آمریکا جنگ تمامعیار نمیخواهد؟
اقتصاد شکننده آمریکا و وضعیت داخلی این کشور، دو عامل اصلی بازدارنده برای ورود به یک جنگ گسترده هستند. واشنگتن به خوبی درس جنگ اوکراین را دیده است؛ جنگی که قرار بود روسیه را درگیر و تضعیف کند، اما اکنون به باتلاقی تبدیل شده که غرب را با چالشهای اقتصادی و امنیتی مواجه کرده است. آمریکا به هیچ وجه نمیخواهد چنین سناریویی را با ایران تجربه کند؛ کشوری که برخلاف روسیه، توانایی بستن شاههای حیاتی انرژی (تنگه هرمز) را دارد.
برخی کارشناسان معتقدند ترامپ و مشاورانش به دنبال یک «ضربه سریع» هستند؛ حملهای محدود، شاید هدف قرار دادن یک سایت نظامی یا یک شخصیت کلیدی و سپس پیشنهاد آتشبس و مذاکره. آنها میخواهند با کمترین هزینه، سیاستهای خود را تحمیل کنند و سریع از منطقه خارج شوند.
پازل بازدارندگی ایران؛ از زیردریایی تا پهپاد
جمهوری اسلامی ایران، برخلاف تصور برخی، دست و پا بسته نیست. ایران طی سالها به توانمندیهای نظامی و سلاح های قدرتمندی دست یافته که میتواند معادلات را به هم بریزد:
۱. قدرت دریایی و موشکی: زیردریاییهای کلاس غدیر و موشکهای ضد بالستیک که به تازگی تست شدهاند، قادرند ناوگانهای آمریکایی را در آبهای خلیج فارس تهدید جدی کنند. حتی اگر ناوگانهای هواپیمابر غرق نشوند، آسیبهای سنگین میتواند آنها را وادار به عقبنشینی کند.
۲. جنگ نامتقارن و پهپادها: ایران بزرگترین ناوگان پهپادی در منطقه را در اختیار دارد. پهپادهای انتحاری و رزمی میتوانند رادارهای دشمن را کرخت کرده و پایگاههای آمریکایی را در کشورهای میزبان هدف قرار دهند. این کار هزینه سیاسی حضور آمریکا را برای کشورهای منطقه بالا میبرد.
۳. تهدید منافع اقتصادی: در صورت هرگونه اشتباه محاسباتی توسط آمریکا، ایران میتواند نفتکشهای متعلق به اروپا، آمریکا و اسرائیل را در خلیج فارس هدف قرار دهد. این یعنی بهمریختن بازار انرژی جهانی و افزایش هزینههای جنگ برای غرب به شدت.

استراتژی «باتلاق» در برابر «ضربه و فرار»
کلید دفاع موفقیتآمیز ایران، تبدیل هر درگیری محدود به یک «جنگ منطقهای» است. آمریکا به دنبال جنگی بیدردسر است، اما ایران به طور رسمی اعلام کرده که هر جنگی، جنگ منطقهای خواهد بود. این یعنی گسترش دامنه درگیری به حدی که هزینه ادامه آن برای آمریکا غیرقابل تحمل شود.
ایران با تهدید پایگاههای آمریکا در کشورهای همسایه و تهدید شاههای نفتی، به آمریکا یادآوری میکند که هر حرکت اشتباهی میتواند منجر به فروپاشی نظم مورد نظر واشنگتن در منطقه شود. این استراتژی باعث میشود دست برتر میدان در اختیار ایران باشد، زیرا آمریکا از یک جنگ طولانی و فرسایشی هراس دارد.
جمهوری اسلامی آغازگر جنگ نخواهد بود، اما پایاندهنده آن هم ایالات متحده نخواهد بود
حمید محمدی، کارشناس مسائل نظامی و امنیتی، در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: اساساً آماده بودن برای جنگ، کارویژه هر واحد سیاسی است، یعنی هر دولتی که تحت عنوان «استیت» از آن یاد میکنیم و پس از آن «گاورمنت»، محسوب میشود. در ادبیات روابط بینالملل، آماده بودن برای جنگ طبیعیترین وظیفه دولتها است. این گزاره نخست است. گزاره دوم آنکه اگر به روابط بینالملل نگاه کنیم، احتمال وقوع جنگ هیچگاه به صفر نمیرسد؛ بنابراین کشورها همواره باید خود را برای جنگ آماده نگه دارند.
وی در ادامه درباره اقدامات اخیر ایالات متحده آمریکا افزود: برای تحلیل این اقدامات باید یک گام به عقب بازگردیم و ابتدا شخصیتشناسی سیاسی انجام دهیم. اگر شخص ترامپ را با رویکرد روانشناسی سیاسی بررسی کنیم، با فردی مواجه هستیم که بهشدت به دنبال اشتهار و شهرت است و تمایل دارد همه امور به نام او ثبت شود. این روحیه «منمحور» در موضعگیریها، توییتها و اقدامات او کاملاً مشهود است؛ بهگونهای که تلاش میکند خود را بیش از آنچه است، نشان دهد.
این کارشناس مسائل نظامی و امنیتی تصریح کرد: در سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در دوران ترامپ، مفهومی شکل گرفت تحت عنوان «رسیدن به صلح از مسیر قدرت». او تلاش میکند خود را بهعنوان یک کنشگر قدرتمند معرفی کند و از این طریق به منافع ملی آمریکا دست یابد. با این حال، رویکردی که در قبال جمهوری اسلامی ایران در پیش گرفته، مبتنی بر این درک است که ترامپ و قوه عاقله ایالات متحده آمریکا میدانند جمهوری اسلامی ایران مانند ونزوئلا یا سایر کشورهایی نیست که بتوان بهراحتی تهدیدشان کرد یا با آنها وارد جنگ شد. جمهوری اسلامی ایران ممکن است آغازگر جنگ باشد، اما قطعاً پایاندهنده آن ایالات متحده نخواهد بود. محاسبات ترامپ احتمالاً بر همین مبنا شکل گرفته است.

دلیل اعزام گسترده نیروها و تجهیزات امریکایی به منطقه چیست؟
وی درباره اعزام نیروهای آمریکایی به منطقه گفت: اعزام گسترده نیروها به منطقه دو احتمال را تقویت میکند. نخست اینکه ترامپ میکوشد با نمایش قدرت نظامی، نشان دادن دندان و تجهیزات جنگی، در میز مذاکره بیشترین امتیاز را کسب کند. این منطق در روابط بینالملل شناختهشده است؛ اینکه با نمایش «چماق»، قدرت چانهزنی خود را افزایش دهید.
محمدی ادامه داد: ترامپ در چارچوب یک تصویر ذهنی که بهنظر میرسد نادرست باشد تلاش دارد تکلیف نظم امنیتی خاورمیانه را یکبار برای همیشه مشخص کند و از این رهگذر خود را بهعنوان یکی از بزرگترین رؤسایجمهور تاریخ ایالات متحده آمریکا معرفی کند. در همین راستا، حضور و گسیل نیروهای آمریکایی در منطقه با این هدف صورت میگیرد که جمهوری اسلامی ایران، بهعنوان یک بازیگر مستقل، یا مواضع خود را تغییر دهد، یا رویکردش را تعدیل کند، یا از سر راه برداشته شود؛ بهویژه در شرایطی که آمریکا خود را درگیر رقابت با قدرتهای جدیدی همچون چین، روسیه و ایران میبیند.
کارشناس مسائل امنیتی و نظامی خاطرنشان کرد: ترامپ در واقع وارد یک ریسک حداکثری شده است. آنچه در نظریه بازیها از آن بهعنوان «بازی مرغ» یا Chicken Game یاد میشود، بهاحتمال زیاد الگوی رفتاری او را توضیح میدهد؛ انتخاب بازیای با سطح تنش بالا، با این تصور که طرف مقابل عقبنشینی خواهد کرد. بر همین اساس، احتمال دارد در ذهن او حتی ایجاد یک درگیری نظامی با جمهوری اسلامی ایران نیز مطرح باشد.
استقرار گسترده نیروها در منطقه، نشان از قدرتمندی ایران
وی در عین حال تأکید کرد: حضور این حجم از نیروهای آمریکایی در منطقه نشان میدهد که حتی در ذهن ترامپ نیز جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یک بازیگر توانمند و قدرتی که میتواند ایالات متحده آمریکا را به چالش بکشد، شناخته میشود. شاهد این ادعا نیز همین استقرار گسترده نیروهاست.
محمدی در پایان تصریح کرد: جمهوری اسلامی ایران هرگونه تعرض به خاک خود را بهعنوان یک جنگ وجودی تلقی میکند و تمام منافع ایالات متحده آمریکا در منطقه را در بانک اهداف خود قرار خواهد داد. در صورت آغاز درگیری، ایالات متحده آمریکا قطعاً متحمل صدمات و ضربههای شدیدی خواهد شد؛ آسیبهایی که در تاریخ ماندگار خواهد شد.
به گزارش ایمنا، احتمال جنگ گسترده پایین است، زیرا هیچکدام از دو طرف، بهویژه آمریکا، توانایی و تمایل به پرداخت هزینههای آن را ندارند. اما احتمال درگیریهای محدود و تنشآفرینیهای نظامی برای امتیازگیری بالا است.
آمریکا با سلاح ترس و ارعاب میخواهد ایران را به میز مذاکره بکشد، اما ایران با نمایش قدرت نظامی و تهدید به ایجاد باتلاق، به غرب ثابت میکند که امنیت و اقتصادشان در گرو رفتار محتاطانه با تهران است. معادله امروز منطقه، معادلهای از جنس «بازدارندگی فعال» است که در آن هر حرکت تهاجمی، با پاسخی سهمگین و فراتر از مرزها روبرو خواهد شد.
