این بیماری شما را زمینگیر میکند
سجاد تبریزی – روزنامه اطلاعات|احتمالا در خانواده بسیاری از ما یک نفر پیدا میشود که پس از خروج از خانه در مورد روشن ماندن اجاق گاز تشکیک کند یا در بسیاری دیگر از خانوادهها، پدر و پدربزرگی...
سجاد تبریزی – روزنامه اطلاعات|احتمالا در خانواده بسیاری از ما یک نفر پیدا میشود که پس از خروج از خانه در مورد روشن ماندن اجاق گاز تشکیک کند یا در بسیاری دیگر از خانوادهها، پدر و پدربزرگی داریم که بیوقفه در مورد قفل بودن درِ ورودی خانه از دیگران سئوال میکند، نشانهای از یک وسواس.
روشن ماندن اجاق گاز، یک مثال پیشپاافتاده است که میتواند نشانهای از وسواس باشد. اجاق گاز روشن مانده یا درِ قفل نشده، به عنوان عنصری نامطلوب از این جهت مثالهای خوبی هستند که بهطور کلی وسواس، امور پیشپاافتاده را به یک اضطراب، به یک بحران وجودی تبدیل میکند. موضوعی مبتذل، بیاهمیت و دمدستی به یکباره بخشی از ذهن و روان آدمی را درگیر میکند و مکانیزمهای هشدار روان را برمیانگیزاند، ظاهرا بیدلیل منطقی؛ مثل دزدگیر خودرویی که با وزش باد، به کار میافتد ولی خبری از دزد نیست.
از نظر روانشناختی، اجاق روشن، قفل نکردن در ورودی، ردیف نبودن لیوانها در کابینت، مشاهده ویروس روی دستگیره در و دهها مورد دیگری که روزانه با آنها برخورد داریم، در اغلب موارد نشانه است، نشانهای از اضطراب یا اختلالی که امکان بروز مستقیم ندارد.
از سوی دیگر، از منظر روانپزشکی، وسواس نتیجه عملکرد معیوب مغز است که با درمان ترکیبی دارو ـ رفتاری، قابلیت اصلاح دارد. بر این اساس، مدار قشری استریاتومی ـ تالاموسی که مسئولیت بررسی، توقف و عبور افکار انسان را دارد، در مورد افراد وسواسی در مرحله آخر به مشکل برمیخورد و روی حالت بررسی متوقف میشود.
وسواس به آلودگی
ویروسها بهطور ویژه بعد از کرونا عاملی برای وسواس یا توجیه آن شدهاند. بسیاری از افرادی که زمینه حداقلی وسواس را داشتند، بعد از کرونا با تمسک به آموزشهای بهداشتی آن دوره، رفتار افراطی خود را با صلابت، تکرار و دیگران را نیز به آن دعوت میکنند.
عسل، خانم جوان و شاغلی است که دو فرزند دارد. او در محل ورودی آپارتمان، فضایی ایجاد کرده که هر کس از اعضای خانواده وارد میشود موظف است البسه خود را آنجا قرار دهد. تقریبا هیچکس مستثنا نیست به جز مهمانانی که با آنها رودربایستی دارد.
او میگوید: همین باعث شده تا رفت و آمدهایم کم شود. مهمان به خانهمان نمیآید. اگربه مهمانی هم بروم، مشکل دارم و احساس راحتی نمیکنم؛ بهویژه اگر ببینم صاحبخانه یا مهمانان دیگر، رعایت مسائل بهداشتی را نمیکنند.
حساسیت عسل به دستگیره در، لباسهایی که بیرون از خانه استفاده شده، خریدها و به طور کلی هر چیزی که از بیرون خانه وارد میشود بیش از موارد دیگر است. او توضیح میدهد: پیش از کرونا هم وسواس داشتم، ولی در دوره کرونا تشدید شد و باقی ماند.
وسواس شک
نوع شایع دیگری از وسواس، تمایل به چک کردن مجدد است. وسواس شک یا وسواس چک به حالتی میگویند که فرد، بارها و بارها موضوعی را کنترل میکند. همیشه نگران است اجاق گاز روشن مانده یا اتو از برق کشیده نشده باشد. یکی از اَشکال بروز امروزی این وسواس، چک کردن مداوم گوشی تلفن همراه است. این که آیا کسی پیامک مهمی داده یا در پیامرسانها پیامی نخوانده باقی مانده باشد.
لیلا از وسواس شک همسرش می گوید، از این که تا صبح چندین بار از خواب بیدار میشود، به حیاط میرود و در ورودی را چک میکند تا مطمئن شود قفل است. این خانم خانهدار توضیح میدهد: بعضی اوقات به خاطر این وسواس همسرم دچار مشکل میشویم. در طول روز بارها از محل کار زنگ میزند تا مطمئن شود اجاق گاز خاموش است یا قفل در ورودی به درستی بسته شده است. در مسیر مسافرت، به یاد اجاق گاز میافتد و اگر به خودش باشد به خانه بازمیگردد تا مطمئن شود!
لیلا راهکاری را که برای جلوگیری از تشدید برخی از موارد مورد شک همسرش پیدا کرده، توضیح میدهد: وقتی قرار است از خانه بیرون برویم، از همه موضوعات مورد وسواس همسرم عکس میگیرم تا زمانی که شک کرد، با عکس به او نشان بدهم جای نگرانی وجود ندارد اما هر بار موضوعی جدید پیدا میکند!
بهانه است!
در برخی موارد، حساسیت افراد نوعی اعتراض است، اعتراض به معنایی که بر موضوع مورد وسواس مترتب شده، مثلا احتمالا اعتراض مادری است که از بههم ریخته شدن قانون خانه کلافه است، یا شاید اعتراض فرزندی که احساس میکند سلیقهاش در خانه جدی گرفته نمیشود و از دیگران میخواهد نظرش را لحاظ کنند.
وسواسهای بزرگتر، جدیتر و مهمتر هم میتوانند نشانهای باشند از مشکلی که به چشم نمیآید. زیگموند فروید میگوید وسواسها معمولا جایگزین تعارضهایی هستند که فرد جرأت مواجهه مستقیم با آنها را ندارد. یعنی دعوای اصلی جای دیگری بوده و قفل نبودن در ورودی فقط بهانه است!
«ژاک لاکان» هم همین مفهوم را به زبان دیگری بیان میکند: وسواس در جزئیات، ناتوانی در مواجهه با فقدان را پنهان میکند، یعنی چیزی کم است که امکان به دست آوردن ندارد، پس ما سر چیز دیگری دعوا میکنیم.
در این میان، شاید گفته «دونالد وینیکات» به موضوع جدیتری اشاره دارد: کنترل افراطی بر جزئیات، تلاشی برای حفظ احساس تداوم خود است.
بهزبان سادهتر، وقتی بر وقایع پیرامونی خود اراده و کنترلی نداریم، به قفل در گیر میدهیم که به راحتی میتواند بسته شود و بدین ترتیب احساس سرکوبشده ناتوانی در ناخودآگاهمان تا حدی ترمیم میشود.
وسواس، اختلال مغزی است
از نظر علمی، بخشی از مغز، مسئول کنترل و بررسی است که اگر این بخش کارکرد نادرست یا کمکاری داشته باشد، موضوع در حالت بررسی در یک تسلسل باقی میماند.
دکتر محمدرضا شالبافان، دانشیار روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی ایران میگوید: وسواس جزو چهار یا پنج اختلال اول در دنیاست. در ایران بر اساس پژوهشها میزان وسواس بالاتر از میانگین جهانی است. شاید به این علت که ما به جز وسواسهای مرسوم، موضوع طهارت و نجاست و وسواس مذهبی را هم داریم و این بخشی از فرهنگ ماست.
وی میافزاید: درباره علتشناسی وسواس، مباحث متفاوتی وجود دارد ولی علت اصلی آن عملکرد مغز است. مغز وظیفه دارد افکار منفی را سانسور کند تا فرد نسبت به آنها اقدامی نکند. در افراد وسواسی، مغز در این مورد کمکاری میکند، درنتیجه افکار منفی وارد خودآگاه میشود و فرد نسبت به آن اقدام میکند. مثلا در مورد وسواس نجاست یا آلودگی، مغز بیوقفه دستور میدهد که فرد باید به شستشو ادامه دهد.
درمان وسواس
اختلال وسواس علیرغم باور عمومی، درمان پذیر است؛ با ترکیبی از دارو و اصلاح رفتار. دکتر شالبافان توضیح میدهد: درمان اصلی وسواس، ترکیب دارویی و غیردارویی است. داروهای روانپزشکی تقریبا نیمی از اختلال را جبران میکنند و در کنار آن، فرد وسواسی لازم است رفتاردرمانی هم انجام دهد. رفتاردرمانی از جمله درمانهایی است که در مورد آن مطالعات دقیقی صورت گرفته و در مورد وسواس مؤثر است.
وی میافزاید: گفته میشود وسواس، موضوعی تربیتی است که به کودکی فرد مرتبط است. بله، حتما تربیت تأثیرگذار است ولی اینطور نیست که اگر فرد وسواسی در نوع تربیتی دیگری قرار میگرفت، در آینده وسواسی نمیشد، بلکه فقط شکل و نوع آن متفاوت میبود.
از طرفی باید بدانیم وسواس از جمله اختلالاتی است که به صورت ژنتیک منتقل میشود. البته به این معنا نیست که اگر مادر وسواس داشت، حتما فرزندانش نیز خواهند داشت، بلکه احتمال ابتلای آن بالا میرود.
به گفته این استاد روانپزشکی، به جز دارو، تأثیر روشهایی از جمله تحریک مغزی اثبات میکند که وسواس، صرفا کمکاری مغزی است.
شالبافان تأکید میکند: فردی که وسواس دارد در طول زندگی، وسواس خود را از موضوعی به موضوع دیگر منتقل میکند. مثلا بیماری داشتیم که در نوجوانی به شستشو وسواس داشت و در سیسالگی وسواس چک کردن دارد. این اختلال از یک موضوع به موضوع دیگر منتقل میشود، چون رفع نشده است.
وسواس، بازتاب یک مشکل
روانشناسان، وسواس را بازتاب یک مشکل درونی میدانند و معتقدند با رفع آن موضوع، مسأله وسواسی حل یا تعدیل میشود. از دیگر سو، روانپزشکان آن را عارضهای ناشی از کمکاری مغز میدانند و برخی دیگر از متخصصان، با اعتقاد به وجود هر دو نوع وسواس، آنها را متمایز از هم میدانند.
به هر شکل، وسواس نوعیرفتار تکرارشونده استکه قابلیت اصلاح و درمان دارد، چه با دارو باشد، چه با رفتاردرمانی یا با روانکاوی و رسیدن به ریشههای ناخودآگاهی.
«آیا در ورودی را قفل کردهای؟» ظاهرا یک حساسیت پدرانه در مورد امنیت خانه است، اما در باطن، فرد سؤال کننده میپرسد چه کسینظمخانهمرا بههم زد؟چه کسی به جهان من بیاعتنایی کرد؟ و معمولا جواب مهم نیست، حتی اعتراف هم مهم نیست.
مهم این است که فرد وسواسی به دیگران یادآوری کند «من هنوز اینجا هستم».
از طرفی ذهن وسواسی به چیزهای پیشپاافتاده شخصیت و اهمیت میدهد، چون اگر اشیا مقصر باشند، دعوا کشدار نمیشود و در نهایت یکی از جا برمیخیزد و در ورودی را قفل میکند!
