این ایده را برای معلمان فورا اجرا کنید
حیدر تورانی – روزنامه اطلاعات|معلمان یک «گروه مرجع راهبردی» هستند. سرمایهگذاری بر این گروه، نه صرفاً یک مطالبه صنفی، بلکه یک تصمیم ملی است آموزشوپرورش ایران در سالهای اخیر با انبوهی از...
حیدر تورانی – روزنامه اطلاعات|معلمان یک «گروه مرجع راهبردی» هستند. سرمایهگذاری بر این گروه، نه صرفاً یک مطالبه صنفی، بلکه یک تصمیم ملی است
آموزشوپرورش ایران در سالهای اخیر با انبوهی از چالشهای ساختاری و معیشتی دستوپنجه نرم میکند و در این میان، مشکلات مربوط به معلمان بیش از هر زمان دیگری در کانون توجه قرار گرفته است. معلم نه کارمند یک دستگاه اداری، بلکه ستون پنهان سرمایه اجتماعی کشور است.
از یکسو گزارشها و پیمایشهای رسمی، معلمان را در صدر اعتماد و مرجعیت اجتماعی نشان میدهد و از سوی دیگر، واقعیتهای میدانی حکایت از دغدغههای معیشتی، نابرابریهای پرداختی، ساختار ناعادلانه استخدام و بلاتکلیفی نیروهای حقالتدریسی، کمبود نیرو و نارضایتیهای صنفی گسترده، فشارهای روانی و عدم امنیت شغلی دارد.
این شکاف میان «منزلت نمادین» و «وضعیت عینی» پرسشی جدی پیش روی سیاستگذاران میگذارد: چگونه میتوان از نهادی انتظار نقشآفرینی هویتی و فرهنگی داشت، بیآنکه زیرساختهای حرفهای و اقتصادی آن تقویت شود؟
مسأله فقط حقوق و مزایا نیست؛ مسأله انگیزه، ثبات، احساس دیدهشدن و مشارکت در تصمیمسازی است. معلمی که با قراردادهای موقت و آیندهای نامطمئن کار میکند، چگونه میتواند با آرامش و خلاقیت، به تربیت نسلی امیدوار بپردازد؟ در چنین شرایطی، بحث درباره جایگاه راهبردی معلم دیگر یک مطالبه صنفی صرف نیست، بلکه به موضوعی ملی بدل میشود.
دکتر حیدر تورانی، استاد تمام مدیریت آموزشی در پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش در مقالهای به بررسی وضعیت معلمان در نظام تعلیم و تربیت ایران پرداخته است. مقاله پیشِ رو، با نگاهی تحلیلی و راهبردی، بر جایگاه اجتماعی معلمان تمرکز دارد.
دکتر تورانی با طرح ایده «اقدام نامتقارن بیدرنگ» استدلال میکند که تمرکز فوری و هدفمند بر ارتقای منزلت و توان حرفهای معلمان، میتواند اثری فراتر از هزینههای صرفشده داشته باشد؛ اثری که بازتاب آن نهتنها در کلاسهای درس، بلکه در افق هویت و اعتماد اجتماعی کشور نمایان خواهد شد.
بر اساس سه پیمایش ملی در ۱۰ سال گذشته از سوی سازمان ملی ورزش و جوانان، معلمان همچنان از نظر مرجعیت اجتماعی، محبوبیت و اعتماد عمومی، در رتبه نخست میان اقشار مختلف جامعه ایران قرار دارند. این داده، صرفاً یک آمار توصیفی نیست، بلکه حامل پیامی راهبردی برای حاکمیت و سیاستگذاران کشور است. نخست باید مفهوم «مرجعیت اجتماعی» را روشن کرد.
مرجعیت به معنای آن است که افراد جامعه، به ویژه نسلهای در حال رشد، در شکلدهی به نگرشها، ارزشها و رفتارهای خود، به یک گروه خاص رجوع میکنند.
اگر معلمان در صدر مرجعیت قرار دارند، یعنی گفتار و رفتار آنان در ذهن کودکان و نوجوانان وزن و اعتبار بالایی دارد. این موقعیت، سرمایهای اجتماعی است که به سادگی به دست نیامده و به سادگی نیز قابل جایگزینی نیست.
اعتماد عمومی، نتیجه سالها حضور مستمر، نقش تربیتی و تجربههای مثبت زیسته در کلاس درس است.بنابراین، پیام مهمی برای دولتمردان وجود دارد: «معلمان میتوانند بیشترین میزان تأثیرگذاری را بر کودکان، نوجوانان و جوانان داشته باشند. این گزاره از منظر جامعهشناسی آموزش نیز قابل دفاع است.
مدرسه، پس از خانواده، مهمترین نهاد جامعهپذیری است و معلم، چهره محوری این نهاد. در بسیاری از موارد، نوجوانان در سنین حساس هویتیابی، بیش از والدین به معلم خود گوش میسپارند؛ زیرا معلم را نماد دانش، انصاف و ثبات میدانند. بنابراین هر سیاست فرهنگی یا هویتی که بخواهد در اندیشه و نگاه نسل جدید نفوذ کند، ناگزیر از عبور از کانال معلم است.»
در این چارچوب، تلاش شده است بر ضرورت «توجه عملی» به رضایت، انگیزه، منزلت و جایگاه مادی و معنوی معلمان تأکید شود. این تأکید، واکنشی به شکاف احتمالی میان جایگاه نمادین معلمان و وضعیت معیشتی یا حرفهای آنان است. اگر جامعه، معلم را محترم و امین بداند اما ساختارهای اجرایی نتوانند رضایت و انگیزه او را تأمین کنند، این سرمایه اجتماعی به تدریج فرسوده میشود. انگیزه حرفهای معلم، مستقیماً بر کیفیت تعامل او با دانشآموز اثر میگذارد؛ معلم باانگیزه، نهتنها انتقالدهنده دانش، بلکه الهامبخش امید، خودباوری و مسئولیتپذیری است.
مفهوم کلیدی این نوشته، «اقدام نامتقارن بیدرنگ» است. واژه «نامتقارن» در ادبیات راهبردی به اقداماتی گفته میشود که با هزینه کمتر، اثرگذاری بیشتر و متفاوت از مسیرهای متعارف ایجاد میکنند. در اینجا، منظور آن است که به جای سرمایهگذاریهای پراکنده و کماثر در حوزههای متعدد، تمرکز فوری و هدفمند بر ارتقای جایگاه معلمان، میتواند بازده اجتماعی بالاتری داشته باشد.
به بیان دیگر، اگر هدف، احیای هویت ملی- میهنی و تقویت خودباوری نسل جدید است، تقویت معلم، کوتاهترین و مؤثرترین مسیر است. «بیدرنگ» بودن این اقدام نیز اهمیت دارد. چرا که غرض «شرایط حساس کنونی» است، شرایطی که احتمالاً با چالشهای سیاسی، فرهنگی، رسانهای و هویتی همراه است.
در چنین وضعیتی، تعلل در تصمیمگیری میتواند موجب از دست رفتن فرصتها شود. نسل نوجوان امروز، در معرض شبکههای گسترده اطلاعاتی و الگوهای متنوع هویتی قرار دارد. اگر نظام رسمی آموزش و پرورش نتواند به سرعت از ظرفیت معلمان بهره گیرد، سایر منابع اثرگذار جای خالی را پر خواهند کرد.
از منظر هویت ملی، نقش معلم دوگانه است: «هم انتقالدهنده میراث فرهنگی و تاریخی است و هم مفسر آن در بستر زمانه جدید». معلم میتواند روایتهای تاریخی و ارزشهای ملی را به گونهای بازخوانی کند که برای نسل امروز معنادار باشد. اما این کار نیازمند احساس امنیت شغلی، شأن اجتماعی و حمایت نهادی است.
معلمی که دغدغه معیشت دارد یا احساس بیتوجهی میکند، دشوارتر میتواند نقش الهامبخش خود را ایفا کند.
خلاصه این که، معلمان یک «گروه مرجع راهبردی» هستند. سرمایهگذاری بر این گروه، نه صرفاً یک مطالبه صنفی، بلکه یک تصمیم ملی است. اگر سیاستگذاران بتوانند با اقدامات ملموس- از بهبود وضعیت اقتصادی تا ارتقای جایگاه حرفهای و مشارکت دادن معلمان در تصمیمسازیهای آموزشی- رضایت و انگیزه آنان را افزایش دهند، بازتاب آن در کلاسهای درس و در ذهن میلیونها کودک و نوجوان نمایان خواهد شد. چنین رویکردی همان «اقدام نامتقارن بیدرنگ» است: «تمرکز بر نقطهای که بیشترین ضریب نفوذ را در آینده کشور دارد.»
به بیان دیگر اینکه در میان همه ابزارهای فرهنگی و رسانهای، معلم همچنان مؤثرترین حلقه اتصال میان حاکمیت و نسل آینده است. تقویت این حلقه، میتواند چشمهای جوشان برای بازسازی اعتماد، هویت و خودباوری ملی باشد؛ اقدامی که اگر به موقع و هوشمندانه انجام شود، آثار آن فراتر از کلاس درس و در مقیاس ملی قابل مشاهده خواهد بود.
چند راهکار راهبردی «ترکیبی»
با توجه به ایده «اقدام نامتقارن بیدرنگ» و یافتههای پیمایشهای سازمان ملی ورزش و جوانان، اگر معلمان بالاترین مرجعیت اجتماعی را دارند، باید سیاستها بهگونهای طراحی شوند که هم راهبردی (بلندمدت و ساختاری) باشند و هم کاربردی (قابل اجرا در کوتاهمدت). چند راهکار ترکیبی:
۱. تثبیت منزلت اقتصادی بهعنوان زیرساخت انگیزه
راهبردی: طراحی نظام پایدار جبران خدمات مبتنی بر «شایستگی حرفهای»، تجربه، مهارت تربیتی و اثرگذاری آموزشی؛ نه صرفاً سنوات
کاربردی:
• اجرای فوری پرداختهای منظم و شفاف مزایا
• ایجاد بستههای حمایتی هدفمند (مسکن، درمان، تسهیلات کمبهره)
• حذف تبعیضهای پرداختی میان دستگاهها
اثر نامتقارن: کاهش دغدغه معیشتی، افزایش تمرکز بر نقش تربیتی، تقویت کیفیت ارتباط با دانشآموز
۲. بازتعریف نقش معلم از «مجری» به «طراح تربیت»
راهبردی: افزایش اختیارات حرفهای معلمان در طراحی بخشی از محتوای آموزشی متناسب با زیستبوم فرهنگی هر منطقه
کاربردی:
• اختصاص ۲۰٪ برنامه درسی به «بستههای بومی-هویتی» طراحیشده توسط معلمان
• ایجاد کارگروههای مدرسهمحور برای تولید محتوای هویتساز
• کاهش تمرکزگرایی افراطی در ابلاغ بخشنامهها
اثر نامتقارن: احساس مالکیت حرفهای، افزایش خلاقیت، انتقال عمیقتر هویت ملی
۳. سرمایهگذاری بر «سرمایه نمادین» معلم
راهبردی: ساخت روایت رسانهای جدید از معلم بهعنوان قهرمان اجتماعی و الگوی ملی
کاربردی:
• تولید مستندها و برنامههای رسانهای درباره معلمان اثرگذار
• معرفی سالانه «معلمان تحولآفرین» در سطح ملی
• حضور معلمان شاخص در برنامههای گفتوگومحور
اثر نامتقارن: تقویت شأن اجتماعی، افزایش جذابیت حرفه معلمی برای نسل جوان
۴. توانمندسازی هویتی و مهارتی معلمان
راهبردی: بازآموزی مستمر معلمان در حوزههای «هویت ملی»، «سواد رسانهای» و «مهارت گفتگو با نسل جدید»
کاربردی:
• برگزاری دورههای کوتاهمدت کاربردی (نه صرفاً نظری)
• استفاده از مربیان خبره در حوزه ارتباط بیننسلی
• ارائه گواهینامههای حرفهای معتبر
اثر نامتقارن: افزایش قدرت اقناعی معلم در برابر هجمههای رسانهای و هویتی
۵. مشارکت دادن معلمان در سیاستگذاری آموزشی
راهبردی: ایجاد سازوکار رسمی برای اخذ نظر معلمان در تدوین سیاستهای کلان آموزشی.
کاربردی:
• راهاندازی سامانه ملی پیشنهادهای معلمان
• تشکیل شوراهای مشورتی معلمان در استانها
• الزام به اخذ بازخورد میدانی پیش از اجرای طرحهای جدید
اثر نامتقارن: کاهش مقاومت اجرایی + افزایش همدلی بدنه آموزش با سیاستها
۶. تقویت پیوند مدرسه و خانواده با محوریت معلم
راهبردی: تبدیل معلم به حلقه واسط رسمی میان سیاستهای تربیتی و خانوادهها
کاربردی:
• برگزاری نشستهای منظم «گفتگوی هویتی» با والدین
• تولید بستههای راهنمای تربیتی توسط معلمان برای خانوادهها
• ایجاد کانالهای ارتباطی فعال و حرفهای مدرسه- خانه
اثر نامتقارن: همراستایی تربیتی خانه و مدرسه، تعمیق اثرگذاری معلم
۷. مسیر شغلی ارتقایی و افتخارآفرین
راهبردی: طراحی «نظام رتبهبندی واقعی» با امکان رشد حرفهای بدون خروج از کلاس درس
کاربردی:
• ایجاد عناوینی مانند «معلم راهبر»، «معلم پژوهشگر»، «معلم مربی»
• اعطای امتیازهای ویژه به معلمان نوآور
• فرصت مطالعاتی داخلی و بینالمللی برای معلمان برتر
اثر نامتقارن: جلوگیری از خروج نیروهای توانمند از کلاس، حفظ کیفیت تربیتی
۸. اقدام فوری نمادین اما اثرگذار
در کنار اصلاحات ساختاری، یک اقدام سریع و ملموس میتواند پیام اعتماد حاکمیت به معلمان را منتقل کند؛ مانند:
• دیدارهای منظم عالیترین مقامات با نمایندگان معلمان
• اعلام رسمی «سال ارتقای منزلت معلم»
• تخصیص ردیف بودجه مستقل برای توسعه حرفهای آنان
این اقدامات اگرچه پرهزینه نیستند، اما پیام روانی و اجتماعی قدرتمندی دارند.
جمعبندی راهبردی
اگر هدف، احیای هویت ملی و تقویت خودباوری نسل جدید است، معلم نقطه اهرمی نظام اجتماعی است. انجام اقدامات نامتقارن در واقع کمترین پراکندگی منابع و بیشترین ضریب نفوذ فرهنگی را در پی دارد.
