مجله اطلاعات نیوز مجله اطلاعات نیوز
مجله اطلاعات نیوز مجله اطلاعات نیوز
  • اینستاگرام
  • ارتباط با ما
  • درباره ما
  • 404
  • به زودی​
  • اقتصاد
  • تیتر یک
  • جامعه
  • جهان
  • سیاست
  • فرهنگ و هنر
  • گزارش و تحلیل
  • ورزش
  • چند رسانه ای
    • عکس
    • فیلم
  • یادداشت
مجله اطلاعات نیوز مجله اطلاعات نیوز
مجله اطلاعات نیوز مجله اطلاعات نیوز
  • اینستاگرام
  • ارتباط با ما
  • درباره ما
  • 404
  • به زودی​
  • اقتصاد
  • تیتر یک
  • جامعه
  • جهان
  • سیاست
  • فرهنگ و هنر
  • گزارش و تحلیل
  • ورزش
  • چند رسانه ای
    • عکس
    • فیلم
  • یادداشت
ابن وضعبت نگران‌کننده است

ابن وضعبت نگران‌کننده است

پیام فضلی‌نژاد – روزنامه اطلاعات: در میانه بیم و امیدی که برای آینده ایران جریان دارد، به نظر می‌رسد که مسأله «فرهنگ» و وضعیت «تفکر» به امری بی‌اهمیت برای بخش‌های مهمی از جامعه و قدرت تبدیل شده...

کد خبر :89731 1404-11-27
چاپ
3 بازدیدها
0 نظر

پیام فضلی‌نژاد – روزنامه اطلاعات: در میانه بیم و امیدی که برای آینده ایران جریان دارد، به نظر می‌رسد که مسأله «فرهنگ» و وضعیت «تفکر» به امری بی‌اهمیت برای بخش‌های مهمی از جامعه و قدرت تبدیل شده و فریادهای اصحاب اندیشه به جایی نمی‌رسد. از یک دهه گذشته، جامعه فکری ایران در حال کوچک شدن است. همچنین، منابع استراتژیک فرهنگی، یعنی آن نهادها و ابزارهای معرفتی که هویت ملی، آگاهی جمعی و تداوم تمدنی یک ملت را در برابر فراموشی و تحریف حفظ می‌کنند، در معرض خطر وجودی قرار گرفته‌اند. از رسانه‌های مرجع، مجلات فکری، کتاب و کتابت تا نقشه‌نگاری، تمبرنگاری و نوآوری‌ها در علوم فرهنگی، هر یک چالش‌های کم‌سابقه‌ای را تجربه می‌کنند. این منابع، در واقع، زیرساخت‌های قدرت نرم یک تمدن‌اند که بدون آن‌ها، تمامیت معنویِ ملت فرو می‌پاشد. بنابراین، همه باید نسبت به این وضع، نگران و هوشیار باشیم.

۱ـ افکار جریان‌ساز خاموش شده‌اند:

مجلات فکری و فرهنگی، بستر پرورش افکار و محل تولد ابرایده‌ها به شمار می‌روند و برخلاف تصور رایج که دوران آن‌ها (به دلیل گسترش ماهواره‌ها و شبکه‌های مجازی و روزنامه‌نگاری الکترونیک) به سر آمده، همچنان در کشورهای قدرتمند، نقش بی‌بدیلی در چرخه تولید دانش و معرفت دارند.

در ایران، اما تیراژ این نشریات (مکتوب و سراسری)، نسبت به ۱۰ سال قبل، دست‌کم ۶۰ تا ۸۰ درصد کاهش یافته و در یک جامعه ۹۰ میلیونی، تیراژ کل‌شان کمتر از یک‌دهم درصد در جمعیت کشور است. اغلب نشریات جریان‌ساز به دلایل مختلف تعطیل شده‌اند و شمار آن‌ها در حوزه فرهنگ و علوم انسانی (فعال و با رویکرد عمومی) به تعداد انگشت‌شماری رسیده که اکثرا نامنظم چاپ می‌شوند و بسامد چشمگیری هم در محیط آنلاین ندارند. در مقابل، امروزه در جهان، مجلاتی مانند نیویورکر و آنتلانتیک، هر شماره بیش از یک میلیون خواننده در نسخه‌های چاپی و آنلاین دارند؛ یعنی چندین برابر کل شمارگان روزنامه‌ها و نشریات ایران.

روزنامه‌های سراسری نیز روزهای تلخی را از سر می‌گذرانند. برخی از آن‌ها در کمتر از هزار نسخه توزیع می‌شوند و به سبب عقب‌افتادگی آنلاین، در زیست مجازی ایرانیان به جایگاه موثری دست نیافته‌اند. وضع نشریات دانشگاهی و تخصصی هم وخیم است: از ۳۷۰۰ عنوان مجله علمی، بسیاری از آن‌ها تعطیل شده‌اند و روند انتشارشان از سال ۱۴۰۱ کاهش بسیار چشمگیری را به ثبت رسانده است. برخی از نشریات معتبر علمی کمتر از ۵۰ نسخه چاپ می‌شوند و در بهترین حالت، تیراژ واقعی اکثر آن‌ها به ندرت از ۴۰۰ نسخه فراتر می‌رود. این هم یکی دیگر از نشانه‌های جدی بحران در تولید فکر و دانش است.

اگرچه فضای مجازی به ظاهر یک تکثُّر فراگیر از انواع عقاید و نگرش‌ها را نمایش می‌دهد، اما تعداد مفسران حرفه‌ای و نویسندگان سرشناس در رسانه‌های چاپی و برخط کاهش یافته است. بسیاری از متفکران، متخصصان و نخبگان از ترس متهم نشدن به مسائل سیاسی و یا نیفتادن به دام روزمرگی، سکوت پیشه کرده‌اند و ترجیح می‌دهند که در مباحثات عمومی کمتر مشارکت کنند.

اگر این روند ادامه یابد، به تدریج کل عرصه عمومی به تسخیر تعداد محدودی از شومن‌های پر سروصدا درمی‌آید. اکنون نیز صدای غول‌های فکری، دیگر در رسانه‌ها و دانشگاه‌ها به گوش نمی‌رسد و جیغ‌های بلند، جای اندیشه‌ورزی را گرفته‌اند.

غیبت بزرگان حکمت و علم (که نسل طلایی آن‌ها رو به پایان است)، منجر به افول طبقه دانایان می‌شود و می‌تواند جامعه را با پدیده «قحطی فکر» روبه‌رو کند. در واقع، بحران اصلی جانشینی در اینجاست: جایی که هیچ جایگزینی برای متفکران و عالمان وجود ندارد و چرخه تولید و بازتولید معرفت مختل می‌شود. وقتی دانایان غایب باشند، جامعه در فتنه‌ها می‌سوزد و به کمای فکری می‌رود.

۲ـ آگاهی عمومی، کاهش یافته است:

این کمای فکری، خود را در وضع کتاب و مطالعه نیز نشان می‌دهد. سرانه مطالعه در ایران به عنوان پرچمدار یک تمدن کهن، تاسف‌برانگیز است و اکثریت قابل‌توجهی از مردم هیچ کتابی مطالعه نمی‌کنند.

براساس تازه‌ترین نظرسنجی «فرهنگ کتابخوانی در ایران» ۴۱٫۱ درصد مردم کتاب می‌خوانند و ۵۸٫۹ درصد کتاب نمی‌خوانند. میانگین مطالعه کتاب‌های غیردرسی در میان کتاب‌خوان‌ها فقط ۲۶٫۶ دقیقه در روز است و با لحاظ کل جمعیت به ۱۰٫۹ دقیقه در روز می‌رسد. (سرانه مطالعه کل جمعیت در هند حدود ۸-۱۰ برابر و در چین حدود ۶-۸ برابر ایران است؛ کشورهای اروپایی نیز به طور متوسط چندین برابر ایران‌اند.) علی‌رغم ثبت رکورد تاریخی ۱۱۶,۶۵۴ عنوان کتاب در سال ۱۴۰۳ (بالاترین رقم در تاریخ نشر ایران)، شمارگان کل کتاب‌ها به ۱۰۷,۶۲۱,۰۰۰ نسخه رسیده که نشان‌دهنده کاهش ۳۱٫۷ درصدی طی ۱۱ سال گذشته است. میانگین شمارگان هر عنوان نیز به شدت افت کرده و رکورد بیشترین عنوان با کمترین مخاطب را زده‌ایم!

۳ـ «سیاستِ هویتی» وجود ندارد:

همانطور که یک کشور نیازمند رکن مادی و دفاع سخت برای حفظ «تمامیت ارضی» است، به رکن معنوی و کنش نرم نیز برای حفظ «هویت ملی» و آگاهی‌های جمعی نیاز دارد. این دو رکن، مکمل یکدیگرند. از این رو، به غیر از کتاب‌ها و رسانه‌های مرجع، دسته‌ای دیگر از منابع استراتژیک وجود دارند که در سیاست هویتی ما به کلی از یاد رفته‌اند؛ از نقشه‌ها و تمبرها، تا اسکناس‌های رایج، مسکوکات و سکه‌های یادبود.

«نقشه‌نگاری» و «تمبرنگاری» روایت‌های تمدنی را بازآفرینی می‌کنند، پیوندی محکم میان گذشته و آینده می‌سازند و هویت ملی یک کشور را در سطح جهانی تثبیت می‌کنند. نقشه‌های قاجاریِ خلیج فارس، نه‌تنها مرزها را مشخص کردند، بلکه با نام‌گذاری‌های تاریخی، تاریخ تمدن ایرانی را در برابر تحریف‌های خارجی استوار ساختند. دانشمندان، نقشه‌ها را به مثابه «متون قدرت» می‌دانند که یک ملت را در برابر طمع بیگانگان برای تجزیه فرهنگی و سرزمینی، مقاوم‌تر می‌سازد، اما موسسات معتبر کارتوگرافی، انجمن‌های علمی و دانشمندان علوم جغرافیایی ما در انزوا به سر می‌برند که خطرناک است. 

همزمان با این وضع، کشورهای همسایه و رقیب، سرمایه‌گذاری‌های بزرگی پیرامون نقشه‌نگاری تمدنی انجام داده‌اند و حتی کشور نوپایی مانند آذربایجان، توسط بازنمایی قلمروهای تاریخی قفقاز در نقشه‌های مدرن، ادعاهای سرزمینی خود را در برابر ارمنستان و دیگر مناطق تقویت می‌کند.

همچنین، تمبرنگاری ایرانی نیز در معرض مخاطره است. تمبرها، روایت‌های مینیاتوری از قدرت تاریخی ما هستند و با بازنمایی نمادهای فرهنگی، میراث ملت را بازتاب می‌دهند و آگاهی جمعی را غنی می‌کنند، اما در دو دهه گذشته از تمبرهای چاپی و دیجیتال به عنوان یک بستر تولید پیام غفلت شده و با کشورهای همسایه فاصله معناداری پیدا کرده‌ایم؛ هرچند به تازگی می‌توان کوشش‌هایی را برای عبور از این بی‌تفاوتی مشاهده کرد.

۴ـ منابع استراتژیک هدر می‌روند:

با فروپاشی منابع و ابزارهای استراتژیکِ فرهنگی در هر کشوری، تداوم آن ملت‌ به مخاطره می‌افتد، پرورش نسل‌های جدید مختل می‌شود و به پرتگاه گسست می‌غلطد. به همین سبب، دولت-تمدن‌ها به صورت پیوسته این منابع را روزآمد می‌سازند و در آن‌ها نوآوری می‌کنند، تا نه تنها تداوم فرهنگی‌شان را در داخل حفظ کنند، بلکه هژمونی تمدنی خود را در خارج گسترش دهند؛ مانند استفاده از اسکناس‌های رایج و سکه‌های یادبود.

از میان چندین نمونه، فقط سه مثال را ذکر می‌کنم: قزاقستان چهره حکیم ابونصر فارابی را روی اسکناس‌های خود چاپ کرده و تاجیکستان تصویر حکیم بوعلی سینا و میر سیدعلی همدانی و ابوعبدالله رودکی را تحت عنوان اسکناس ۲۰ سامانی، ۱۰ سامانی و… نشر داده است. ترکیه نیز تصویر مولانا را روی اسکناس برده و بر سکه نقرۀ یادبود هم بوعلی سینا و دیگر مشاهیر ایرانی را ضرب کرده است.

در مقابل، حکمرانی ما شناخت دقیقی از این ابزارهای هویتی و تحول در کارکردهای آن ندارد، چنانکه در چند دهه گذشته اکثرا مقبره‌ مفاخر و آرامگاه مشاهیر، به بدترین شکل، در اسکناس‌های رایج کشور چاپ شده است. به سبب همین غفلت، کشورهای دیگر با نوآوری در سیاست‌های پولی، برخی از مزیت‌های تمدن ایرانی را به سادگی مصادره کرده‌اند و ما در این رقابت هویتی، فقط تماشاگر محض هستیم. هنگامی که حتی نقشه و تمبر و اسکناس از کارکرد هویتی خود تهی می‌شوند، باید بیشتر نگران زیرساخت‌های قدرت نرم بود.

به این فهرست می‌توان موارد دیگری را هم افزود، اما آنچه به اجمال گفته شد حکایت از آن دارد که ایران نیازمند بازنگری فوری در سیاست‌های کلان است تا از عارضه «کمای فکری» جان سالم به در ببرد. کشور باید ابزارهای استراتژیک و سیاست‌های هویتی خود را به منظور ارتقای جایگاهش از بیخ و بن بازسازی کند، وگرنه شکست می‌خورد. این بازسازی، چرخه تولید معرفت و روند پرورش افکار را احیا می‌کند و به قدرت‌سازی ملی، نیروی تازه‌ای می‌بخشد. اگر این فرصت از دست برود، راه بازگشتی وجود ندارد. در چنین لحظه‌های تاریخی‌ است که چراغ تفکر، هر چقدر هم کم‌ سو باشد، باید روشن بماند. در این لحظه است که همه باید علیه فراموشی متحد شویم.

اخبار مرتبط

چند درصد بازداشتی‎‌های اغتشاشات دی ماه زن بودند؟...
رفراندوم در ایران
ابن وضعبت نگران‌کننده است
آزمون جدی وزارت میراث فرهنگی؛ این پدیده نقش...
شعارهای ملی را تغییر دهید
این مردم هنوز هم ناراضی‌اند
امشب بارش باران در این مناطق کشور قطعی...
مجوز استخدام ۸۵۰۰۰ صادر شد
همسرکشی زن خیانتکار بعد از ۴ سال لو...
هواشناسی هشدار داد: جاده‌های این استان‌ها برفی و...

بدون نظر! اولین نفر باشید

    دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

    آخرین اخبار ایران

    چند درصد بازداشتی‎‌های اغتشاشات دی ماه زن بودند؟...
    رفراندوم در ایران
    ابن وضعبت نگران‌کننده است
    آزمون جدی وزارت میراث فرهنگی؛ این پدیده نقش...
    شعارهای ملی را تغییر دهید
    این مردم هنوز هم ناراضی‌اند
    اینفوگرافیک/ ۸ توصیه امام رضا(ع) برای روزهای آخر...
    بازیگر برنده جایزه اسکار درگذشت
    امشب بارش باران در این مناطق کشور قطعی...
    کارگروه بررسی مسائل فعالان اقتصادی، شرکت‌های دانش‌بنیان و...

    ورزشی

    رفراندوم در ایران

    رفراندوم در ایران

    رفراندوم در ایران
    ابن وضعبت نگران‌کننده است
    آزمون جدی وزارت میراث فرهنگی؛ این پدیده نقش...
    شعارهای ملی را تغییر دهید
    این مردم هنوز هم ناراضی‌اند
    اینفوگرافیک/ ۸ توصیه امام رضا(ع) برای روزهای آخر...
    بازیگر برنده جایزه اسکار درگذشت
    • آنلاینشاپ کالاپایتخت
    • آنلاینشاپ کالاپایتخت
    مجله اطلاعات نیوز

    رسانه مردمی اطلاعات نیوز تمام سعی خود را میکند تا بتواند اخبار ایران و جهان را بصورت لحظه‌ای در اختیار کاربران قرار دهد.

    دسترسی سریع

    • اینستاگرام
    • ارتباط با ما
    • درباره ما
    • 404
    • به زودی​

    مجوز ها

    تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به رسانه اطلاعات نیوز است. بازنشر مطالب صرفا با اجازه کتبی مجاز است.
    طراحی و توسعه: سلی گروپ