میراث ماندگار جنگ غدیر که به یاری جنگ رمضان آمدند/ باید برخاست، علاج در وطن است
به گزارش مشرق و به نقل از اطلاعات نیوز، اکنون نخستین سالگرد جنگ ۱۲ روزه است. چند روز قبل از فرا رسیدن سالگرد جنگ ۱۲ روزه، تنشها دوباره بالا گرفت و ایران در پاسخ به نقض آتشبس توسط اسرائیل، عملیات...
به گزارش مشرق و به نقل از اطلاعات نیوز، اکنون نخستین سالگرد جنگ ۱۲ روزه است. چند روز قبل از فرا رسیدن سالگرد جنگ ۱۲ روزه، تنشها دوباره بالا گرفت و ایران در پاسخ به نقض آتشبس توسط اسرائیل، عملیات موشکی نصر را علیه این رژیم انجام داد و آنها پاسخ دادند و ما هم باز پاسخ دادیم. با این حال نه پمپبنزینها شلوغ شد، نه جادهها بند آمد و نه حتی عادیترین امور روزانه مردم به خودش اختلالی دید. حالا هم در شرایطی به سالگرد آغاز آن نبرد رسیدهایم که مجدداً با آمریکا دست به یقه شدهایم و مردم بهرغم اینکه پیگیر اخبار هستند اما خیلی آرامتر از آن چیزی به نظر میرسند که از چنین شرایطی توقع میرود.
یک سال پیش اما در چنین روزی، نیمهشب قبل از فرا رسیدن روز عید غدیر خم بود که حملات رژیم صهیونیستی به ایران آغاز شد. از سال ۶۷ تا ۱۴۰۴، حدود ۳۷ سال از آخرین جنگی که ایران مستقیماً درگیر آن بود میگذشت و این نبرد که از دل پایتخت و شهرهای بزرگ آغاز شد، طبیعتاً شوکهکننده بود. یک ردیف از سرداران بزرگ نظامی و دانشمندان هستهای ایران در همان روز اول جنگ به شهادت رسیدند و در روزهای آتی هم چنین اتفاقاتی افتاد ولی ایران جانانه ایستاد و جنگید و پس از چند روز دشمن را به طلب عاجزانه آتشبس رساند.
همه میدانند که فاصله بین جنگ ۱۲ روزه تا جنگ رمضان مثل فاصله بین ۲ نیمه فوتبال بود که به نیمه مربیها مشهور است و امروز در دل جنگی به مراتب بزرگتر و با ابعادی جهانیتر هستیم. اما نبرد ۱۲ روزه که اگر آن را جنگ غدیر بنامیم بیراه نرفتهایم، به لحاظ فرهنگی هم پیشدرآمد مهم و موثری بود که در رویارویی بعدی به کار آمد. همین چند روز پیش بود که دونالد ترامپ، رئیسجمهور جانی و سر تا پا ادعای ایالات متحده حین تکرار ادعاهای سابقش درباره اینکه به لحاظ نظامی چقدر در مورد ایران موفق بوده، به این اعتراف کرد که ایران از نظر تبلیغات نسبت به آنها بهتر بوده است.
واقعیت این است که آمریکا نه فقط به لحاظ نظامی، بلکه از جهت رسانهای و تبلیغاتی هم یک ابرقدرت بوده و هست و این شکست در عرصه تبلیغات که ترامپ زودتر از عرصه نظامی به آن اعتراف کرد، برخاسته از تمام تاریخ تمدن ایران و فرهنگ مقاومت است و جنگ غدیر به عنوان پیشدرآمدی بر جنگ رمضان، در رسیدن ایران به این الگوی تبلیغاتی بسیار موثر بود.
در ادامه به عنوان نمونه به ۴ الگوی مهم که در جنگ غدیر شکل گرفتند و در جنگ رمضان روی فضای اجتماعی اثر گذاشتند اشاره میشود؛ چیزهایی که خودشان هم متأثر از فرهنگ کهنی بودند که به دست پیشینیان رقم خورده بود. غیر از اشاره به این چند مصداق مشخص که هر کدام نمونهای هستند از موارد متعدد مشابه، به این نکته هم میتوان توجه کرد که با تدبیر رهبر شهید انقلاب، بحث همنشینی ۲ مفهوم ملیت و دین، در ایام جنگ ۱۲ روزه بود که به حد اعلا رسید.
امام خمینی(ره) هم چنین سیرهای داشت اما تصویر عمومی از تبلیغات دفاع مقدس ۸ ساله، گاهی چنانکه این همنشینی واقعاً وجود داشت باعث نمیشد این جنبهها مورد توجه قرار گیرد. حالا جستوجوی ساده در فضای مجازی و دیدن نظرات کاربران عرب، ترک، اردوزبان و سایر ملل مختلف نشان میدهد ملیگرایی ایرانیها اتفاقاً به مذاق باقی مسلمانان هم خوش آمد و ابداً باعث شکاف در پیکره واحد امت نشد.
بیایید مروری کنیم بر آنچه سال قبل در همین روزها بر ما گذشت و اگرچه داغشان تا ابد سرد نمیشود اما منشأ افتخاراتی بزرگ و سرچشمه تجربیات و الهامات گرانقدری در حوزه فرهنگ شدند که آنها هم سرمایههایی ابدی برای ایران و جریان مقاومت هستند.
اللهاکبر؛ از استودیو تا میدان
۲۶ خرداد ۱۴۰۴، پس از آنکه ۳ روز از تجاوز صهیونیستها به ایران میگذشت، مردمی که پای شبکه خبر سیمای ملی نشسته بودند، متوجه صداهای غریبی شدند که در استودیو میآمد. کمکم لحن خانم مجری هم تغییر کرد؛ «خیلی متشکر از اینکه مخاطب ما هستید. آنچه ملاحظه میکنید، تجاوز به خاک جمهوری اسلامی ایران و منطقه صدا و سیماست. آنچه که ملاحظه کردید تجاوز آشکار رژیم صهیونیستی به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است. معاونت سیاسی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران هدف حمله متجاوز قرار گرفت. الله اکبر، الله اکبر، الله اکبر. مردم شریف ایران آگاه باشید آنچه که دیدید، صدایی که شنیدید، صدای متجاوز به خاک وطن، صدای متجاوز به صدای حق و حقیقت است.
آنچه که ملاحظه کردید، صدایی که شنیدید، آنچه که ملاحظه کردید، فضای استودیوی خبر…». از اینجا به بعد شدت انفجارها به حدی بالا رفت که خانم مجری مجبور شد استودیو را ترک کند اما همین چند لحظه کافی بود تا یک اسطوره ملی شکل بگیرد؛ چیزی که در میانه این نبرد ما به آن احتیاج داشتیم. یکی از جنس خودمان که بتوانیم با او همذاتپنداری کنیم و دوست داشته باشیم خودمان را در سیمایش ببینیم؛ زنی که صدای انفجار محیط کارش را به هم ریخت اما خودش را نباخت. بعدها ویدئویی بیرون آمد از کارگردان همین برنامه که تا لحظه آخر حاضر به ترک محل کارش نبود و نگذاشت آنتن تلویزیون لحظهای قطع شود.
در شبکه دیگر خانم مجری که برنامه کودکان را اجرا میکرد با وجود اینکه صدای انفجار را شنید، چهره شاد و بشاش خود را تغییر نداد تا کودکان شورش لحظهای رعب به دلشان راه ندهند. ویدئویی از مجری رادیو آوا هم بیرون آمد که با شهامت تمام، شهادت خودش را تبریک میگفت. شاید این چیزها در نگاه اول ساده و گذرا به نظر برسند اما در بلندمدت مشخص شد که چه تاثیری داشتند.
وقتی در اسفند ۱۴۰۴ مجدداً به ایران حمله شد، کشور ما شرایط ویژهای داشت و قرار بود این حمله با حضور خیابانی ایادی پهلوی به مرحله نهاییاش برسد اما مردم میهندوست به خیابانها آمدند و نگذاشتند. دشمن برای یاری رساندن به ایادی داخلیاش، مرتب با پهپاد و جنگنده و موشک سر وقت تجمعات شبانهروزی مردم میرفت ولی این بار اتفاقی که صداوسیما در ۲۶ خرداد تجربه کرد، با مقیاسی بزرگ و میلیونی تکرار شد و صحنههایی رقم زد که تمام مردم جهان را شگفتزده میکرد.
چاوشی و سمت درست تاریخ
محسن چاوشی از اولین هنرمندانی بود که پس از تجاوز رژیم صهیونیستی به این اتفاق در فضای مجازی واکنش نشان داد. او طی چند روز پیاپی قطعاتی از خودش را که با این حال و هوا همخوانی داشت بازنشر کرد و نهایتا به نقطهای رسید که تصمیم شجاعانه نهاییاش را گرفت؛ انتشار قطعه علاج. انتشار قطعه علاج در میانههای جنگ با رژیم صهیونیستی، موجی از تحسینهای محبتآمیز را نسبت به این هنرمند شناختهشده کشور به راه انداخت.
چاوشی که محبوبیت بالایی بین چند نسل از علاقمندان موسیقی ایران دارد، با انتشار این قطعه غیر از روحیه دادن به مردم، مارپیچ سکوت را شکست و باعث شد ترسهای ناخودآگاه و مخفی از مرزبندی با وطنفروشان فرو بریزد. این اقدام چاوشی بیشتر از هر گروه و دسته دیگری، باعث حسادت و عصبانیت تعدادی از چهرههای هنری برانداز شد که بعد از سال ۱۴۰۱ از کشور خارج شدند و توقع داشتند به عنوان قهرمان و لیدر سیاسی مطرح شوند. کارکرد آن قطعه دلگرمی بخشیدن به مردمی بود که نمیدانستند این نبرد قرار است ۱۲ روزه باشد و بیاطلاعی از فرجام آن ممکن بود مضطربشان کند.
در آن ترانه که کاظم بهمنی شاعرش بود، اشاره میشد که «دنیا فقط لب و دهن است» و توقع امدادی از آنها نمیرود و در عوض گفته میشد «مردم! خدا مراقب ماست، جز خیر ما ندید و نخواست، آری! خدا که در همه جاست، از شر دشمنان چه هراس؟ تنها حساب بر نظر و الطاف کردگار کنید». چند ماه بعد که ایران مجددا مورد تهاجم قرار گرفت، چاوشی با انتشار قطعه «حسبیالله» باز هم با شکلی قدرتمندتر، مارپیچ سکوت را شکست و به صراحت به بیوطنها تاخت، امیرالمومنین را در بخش قابل توجهی از این ترانه خطاب قرار داد و به طور کلی نام قطعه، به تنهایی یک بیانیه توحیدی است. این ترانه را مهدی عباسی سروده بود و باعث شد عبارت حسبیالله، پشت بسیاری از خودروهای شخصی شهر حک شود.
چاوشی در جنگ ۱۲ روزه راهی را آغاز کرد که خود و بسیارانی دیگر میبایست نسخهای دشوارتر از آن را در جنگ رمضان ادامه میدادند. هنگام رخ دادن جنگ غدیر، شاید واکنشهای اینچنین به آن، تا این اندازه دشوار نبود و گسستن از مارپیچ سکوت تا این اندازه سخت نمینمود اما پس از کودتای دیماه و با انباشت فعالیتهای رسانهای شدید علیه جمهوری اسلامی در جنگ رمضان، چنین اقدامی بسیار سختتر به نظر میرسید.
چاوشی پس از انتشار قطعهاش یادداشت نسبتا مفصلی هم نوشت و در آن به توضیح این پرداخت که چگونه میتوان هم مستقل بود و هم در بزنگاههای حساس بدون ترس از برچسبهایی مثل حکومتی بودن، طرف درست تاریخ ایستاد. این اقدامات باعث شد حتی بعضی خوانندگان لسآنجلسی هم به میهن برگردند و در عید غدیر سال بعد، میان مردمی که برای دفاع از کشورشان به خیابان آمده بودند، ترانهخوانی کنند.
بداههای حماسی
بدون تردید یکی از ماندگارترین نواها و نمادهای جنگ رمضان، نماهنگ «بزن که خوب میزنی» با صدای مهدی رسولی است. پس از آنکه از میانههای این جنگ، این نماهنگ شنیده و بهشدت محبوب شد، حجتالاسلام علی مقدم به عنوان شاعر اصلی این اثر، در گفتوگویی ماجرای سروده شدن آن را بیان کرد که مربوط به شب آخر جنگ غدیر بود. او میگوید: «اصل نماهنگی که آقای رسولی میخوانند متشکل از شعر ۳ شاعر است، یک غزل محوری با ردیف «بزن که خوب میزنی» دارد که ابیات دیگری نیز به آن اضافه شده است. آن غزل محوری، سروده بنده بود که در ایام جنگ ۱۲روزه گفته شد؛ در شبی که ایران پایگاه العدید را موشکباران کرد.
وقتی شبکه خبر داشت پرتاب موشکها به پایگاه آمریکایی را نشان میداد، حس حماسی در من ایجاد شد و ناخودآگاه گفتم «بزن که خوب میزنی»؛ دیدم این جمله وزن دارد، سریع آن را یادداشت کردم تا به یک غزل تبدیل شود. این جمله را بهعنوان ردیف غزل انتخاب و شروع به گفتن دیگر ابیات کردم. با اینکه من معمولاً خیلی تند شعر نمیگویم و غالباً برای هر غزل یک یا دو هفته وقت میگذارم اما خلق این اثر وقت چندانی نگرفت و در عرض ۲۰ دقیقه تولید شد که فکر میکنم حاصل آن حس حماسهای بود که در من ایجاد شده بود.
شعر را پس از اتمام در همان ایام جنگ ۱۲روزه در کانالم در فضای مجازی منتشر کردم. چند شب پس از آغاز جنگ رمضان، فردی این نماهنگ را برایم فرستاد و تازه آنجا فهمیدم که شعر بنده در این نماهنگ توسط آقای رسولی اجرا شده است. مهدی رسولی این نماهنگ را شامگاه ۹ اسفند خواند. او علی مقدم را از نزدیک ندیده بود و شعرش را از اینترنت پیدا کرد و پس از ترکیب با ابیاتی دیگر، اجرا کرد. خودش میگوید اگر خبر شهادت آقا را میدانست، شاید نمیتوانست این نماهنگ را با چنین لحن حماسی پرشوری بخواند.
پیامی از عاشورا به رمضان
«باید برخاست» یکی از شیرینترین قطعاتی بود که در جنگ رمضان زمزمه میشد، چراکه رنگ و بوی عاشورایی داشت و با پررنگترین کهنالگوی مقاومت در تمام تاریخ پیوند میخورد. خطاب این قطعه به تمام امت اسلام و به تمام آزادگان جهان بود. این قطعه بیشتر بر جنبه تکلیفمداری و قیام تأکید داشت؛ با ریشههای توحیدی. وجه توحیدی این قطعه در همان تضرع و بریدن از هر امیدی به جز خدا نهفته بود. حجتالاسلام محمد مروستیزاده، شاعر قطعه «باید برخاست»، درباره شکلگیری این اثر میگوید: «سال گذشته و در ایام محرم، پس از جنگ ۱۲ روزه، این مشکل به شکل جدیتری مطرح شد که چرا از ظرفیت شعر آیینی آنگونه که لازم است، در جریان مقاومت استفاده نمیشود.
از همین رو پیشنهاد یک اثر برای روز پایانی ولایت مطرح شد و من هم با توجه به دغدغههای فکری و معارفی که روزانه با آنها درگیر بودم، به این کار ورود کردم. ساختار این اثر به گونهای طراحی میشود که از اباعبدالله (ع) آغاز شود، به ظهور حضرت حجت (عج) ختم شود و با وجود فراز و نشیبها و چالشها با زبان ادبیات انقلاب اسلامی روایت شود». مروستیزاده درباره استقبالی که از این اثر شد، دلیل آن را سخن گفتن به زبان فطرت میداند. محسن محمدیپناه، مداحی که خواننده این اثر است هم دلیل اصلی این موفقیت را چیزی میداند که از حال و هوای عاشورا به این اثر حلول کرده است. در واقع آنچه مردم امروز زمزمه میکنند، اولین بار در عاشورای سال ۱۴۰۴ زمزمه شده بود. با این حال خطابهای این شعر به نحوی ازلی و ابدی هستند که معلوم نمیشود مدتی پیش سروده و خوانده شدهاند.
منبع:وطن امروز
