پشتپرده سفر نتانیاهو به آمریکا| تلآویو بهدنبال اخلال در مذاکرات ایران و واشنگتن است؟
فاطمه کاوند در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: سفر نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، به ایالات متحده و دیدار او با ترامپ را نمیشود صرفاً یک دیدار تشریفاتی یا حتی عادی در چارچوب روابط سنتی...
فاطمه کاوند در گفتوگو با خبرنگار ایمنا اظهار کرد: سفر نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهیونیستی، به ایالات متحده و دیدار او با ترامپ را نمیشود صرفاً یک دیدار تشریفاتی یا حتی عادی در چارچوب روابط سنتی واشنگتن–تلآویو تلقی کرد؛ به ویژه در این برهه، چراکه این دیدار در بستر تحولات پیچیده منطقهای، بحرانهای داخلی رژیم صهیونیستی، بمبهای سیاسی در سرزمینهای اشغالی و از همه مهمتر روند پرتنش و شکننده مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، معنا و اهمیت دوچندانی پیدا میکند. پرسش اساسی این است که این سفر چه پیامهایی در سطح منطقه و بینالمللی دارد و تا چه اندازه میتواند بر مسیر دیپلماسی بین تهران و واشنگتن تأثیرگذار باشد.
وی افزود: نتانیاهو در شرایطی سفر میکند که در داخل سرزمینهای اشغالی با بحران مشروعیت، اعتراضات گسترده، شکاف عمیق اجتماعی و پروندههای قضایی سنگین مواجه است. تجربه تاریخی نشان داده که رهبران این رژیم در چنین بزنگاههایی همواره به امنیتیسازی فضا و برجستهسازی تهدید خارجی متوسل میشوند. در این چارچوب، جمهوری اسلامی به عنوان دشمن راهبردی و محور اصلی گفتمان تهدیدسازی رژیم صهیونیستی، در این سالها جایگاه محوری داشته است.
فرصت طلایی برای نتانیاهو
کارشناس مسائل بینالملل گفت: دیدار با شخصیتی که سابقه خروج از برجام، تهدید به حمله به ایران، تشدید تحریمها و اتخاذ سیاست فشار حداکثری علیه ایران را در کارنامه خود دارد، فرصت طلایی برای نتانیاهو است تا بار دیگر پروژه ایرانهراسی را احیا کند و خود را به عنوان بازیگر اصلی مهار ایران در ذهن تصمیمسازان آمریکایی بازتعریف کند.
کاوند با بیان اینکه در سطح منطقهای، این دیدار حامل پیامهای چندلایه است، ادامه داد: نخست، تلاش رژیم صهیونیستی برای القای این گزاره که علیرغم تغییرات سیاسی در آمریکا، پیوند راهبردی تلآویو–واشنگتن همچنان پابرجاست. دوم، ارسال سیگنال به بازیگران محور مقاومت مبنی بر اینکه رژیم صهیونیستی همچنان از پشتوانه سیاسی و امنیتی آمریکا برخوردار است.
وی اضافه کرد: با این حال، واقعیت میدانی منطقه چیز دیگری را نشان میدهد. تجربه تقابلهای اخیر، از جنگهای غزه گرفته تا رویاروییهای غیرمستقیم با کشورهای دیگر و حتی جنگ ۱۲ روزه، نشان میدهد که موازنه قدرت بهطور جدی تغییر کرده است. جمهوری اسلامی ایران و متحدانش نشان دادهاند که توان پاسخدهی، بازدارندگی و مدیریت بحران را دارند و نمیشود با تهدیدهای یکجانبه، معادلات منطقه را به نفع تلآویو تغییر داد.
تلاش نتانیاهو برای انحراف امریکا از مسیر دیپلماسی
کارشناس مسائل بینالملل با اشاره به این نکته که یکی از مهمترین ابعاد این سفر، تأثیر بالقوه آن بر روند مذاکرات ایران و آمریکا است، خاطرنشان کرد: رژیم صهیونیستی از ابتدا مخالف هرگونه توافق میان تهران و واشنگتن بوده و برجام را تهدیدی راهبردی برای پروژه ایرانهراسی خود میداند. از این منظر، نتانیاهو تلاش میکند با اعمال فشار سیاسی، رسانهای و لابیگری گسترده، آمریکا را از مسیر دیپلماسی منحرف کند؛ موضوعی که در مذاکرات پیش از جنگ ۱۲ روزه نیز شاهد آن بودیم.
وی تصریح کرد: در این راستا، نقش لابی صهیونیستی در ساختار قدرت آمریکا بسیار تعیینکننده است. نفوذ گسترده این لابی در کنگره، رسانهها و حتی کابینه آمریکا، ابزار مهمی برای اعمال فشار بر کاخ سفید محسوب میشود. نتانیاهو بهخوبی میداند که حتی اگر دولت آمریکا تمایل به کاهش تنش با ایران داشته باشد، میتواند با فضاسازی امنیتی و برجستهسازی تهدیدات ادعایی، هزینه سیاسی این مسیر را افزایش دهد.
جنگ میشود؟
کاوند در پاسخ به این پرسش که آیا نتانیاهو در پی ترغیب آمریکا به اتخاذ رویکردهای تقابلی یا حتی نظامی علیه ایران است؟ اظهار کرد: این گزینه همواره روی میز رژیم صهیونیستی بوده، اما تحقق آن با محدودیتهای جدی مواجه است. تجربههای گذشته نشان داده که آمریکا، بهویژه پس از شکستهای پرهزینه در منطقه، تمایل چندانی به ورود به جنگ جدید ندارد. کما اینکه در اغتشاشات ۱۸ و ۱۹ دیماه نیز از کشورهای منطقه در رسانههای مختلف شنیدیم که درخواست داشتند آمریکا وارد جنگ با ایران نشود، زیرا این یک جنگ منطقهای تمامعیار خواهد بود که قطعاً دروازه جهنم را در خاورمیانه میگشاید و منافع آمریکا را نیز به خطر میاندازد.
کارشناس مسائل بینالملل درخصوص پاسخ ایران گفت: جمهوری اسلامی بارها نشان داده که در صورت هرگونه اقدام نظامی، پاسخ کوتاهمدت یا محدودی نخواهد داد و قطعاً پاسخهای پرهزینهای خواهد داشت و جنگ را منطقهای خواهد کرد. این موضوع ثابت میکند که ایران توان مدیریت و پاسخ متقابل را دارد و هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی بسیار فراتر خواهد بود.
وی افزود: جمهوری اسلامی طی سالهای اخیر، بهویژه پس از جنگ ۱۲ روزه، نشان داده که بازدارندگی فعال را بهخوبی درک و اجرا میکند. پیام تهران روشن است؛ اگرچه ایران به دنبال جنگ نیست، اما در برابر تهدید و تجاوز واکنشی هوشمند و متناسب خواهد داشت. این واقعیت محاسبات آمریکا را پیچیده میکند و برخلاف تصور نتانیاهو، هرگونه درگیری مستقیم نهتنها به تضعیف محور مقاومت منجر نمیشود، بلکه میتواند کل منطقه را وارد چرخهای از بیثباتی کنترلناپذیر کند که به ضرر رژیم صهیونیستی و آمریکا نیز خواهد بود، نه فقط کشورهای منطقه.
کاوند سفر نتانیاهو به آمریکا را صرفا در چارچوب رایزنی عادی دو متحد تحلیل نکرد و افزود: این سفر بخشی از پروژهای بزرگتر برای اعمال فشار بر واشنگتن، تخریب مسیر دیپلماسی با ایران و احیای نقش رژیم صهیونیستی به عنوان بازیگر محوری امنیت منطقه است. با این حال، تحولات میدانی، تغییر موازنه قدرت و تجربههای اخیر نشان میدهد که این پروژه با موانع جدی روبهرو است.
ایران یک بازیگر منفعل نیست
کارشناس مسائل بینالملل با بیان اینکه جمهوری اسلامی ایران امروز یک بازیگر منفعل نیست، گفت: آنها حتی پس از طوفانالاقصی از پس یک گروه شبهنظامی کوچک مانند حماس بهطور کامل برنیامدند؛ بنابراین اینکه بتوانند با چنین اقداماتی ایران را تضعیف کنند یا در چرخه بیثباتی بیندازند، محل تردید است. ایران نهتنها در سطح منطقه، بلکه در معادلات بینالمللی نیز بازیگری مهم و قدرتی اثرگذار شناخته میشود و هرگونه تلاش برای تحمیل گزینههای تقابلی با پاسخ و هزینهای فراتر از محاسبات نتانیاهو و حتی برخی محافل آمریکایی مواجه خواهد شد.
وی تصریح کرد: در نهایت، اگرچه لابی صهیونیستی همچنان نفوذ بالایی در ساختار قدرت آمریکا دارد، اما واقعیتهای ژئوپولیتیکی منطقه بیش از هر زمان دیگری دست تلآویو را برای ماجراجویی میبندد، مگر اینکه بخواهند یک خودکشی دیوانهوار انجام دهند. آینده نشان میدهد که دیپلماسی، هرچند پرچالش، کمهزینهترین گزینه برای بازیگران است؛ بهویژه اگر دو طرف به چارچوبهای درست پایبند باشند و شتابزده رفتار نکنند. تحقق چنین وضعیتی بیش از هر چیز برای رژیم صهیونیستی هراسناک خواهد بود
