از ریزش فالوورهای هادی چوپان خوشحال باشیم؟
عالیه شکربیگی، جامعهشناس و عضو انجمن جامعهشناسی ایران گفت: هادی چوپان به سرعت در حال آنفالو شدن است تا جایی که تعداد فالوئرهای او از ۹ میلیون، به حوالی ۸.۲ میلیون نفر رسیده. بر اساس مشاهدات، این...
عالیه شکربیگی، جامعهشناس و عضو انجمن جامعهشناسی ایران گفت: هادی چوپان به سرعت در حال آنفالو شدن است تا جایی که تعداد فالوئرهای او از ۹ میلیون، به حوالی ۸.۲ میلیون نفر رسیده. بر اساس مشاهدات، این روند تنها به یک فرد محدود نبوده و درباره گروههای مرجع مختلفی از جمله بازیگران، کارگردانان، بلاگرها و حتی چهرههای تجاری خارج از ایران از جمله هدی کتان و گلشیفته فراهانی نیز دیده میشود.
به نقل از فرارو؛ پیوندهای اجتماعی در ایران در حال تضعیف است و رفتارهایی مانند آنفالو کردن جمعی چهرههای مشهور، نشانهای از قطبیشدن جامعه و کاهش تحمل دیدگاههای متفاوت است.
این گسست ریشه در عوامل متعددی دارد. نابرابری اقتصادی و قومی، بحرانهای اقتصادی مداوم، ترومای جمعی ناشی از اعتراضات و سرکوبها و تحولات فرهنگی جوانان که باعث شکلگیری هویتهای سیال و شبکههای مجازی شده و پیوندهای سنتی مانند خانواده و مذهب را تحت تأثیر قرار داده است.
اعتماد اجتماعی در حال جابهجایی است و مرجعیت از نهادهای سنتی مانند روحانیون، معلمان و اساتید دانشگاه به سمت سلبریتیها و چهرههای عمومی منتقل شده است. رفتارهایی مانند برچسبزنی به گلشیفته فراهانی و محسن چاووشی نمونهای از گاردگیری جامعه نسبت به چهرههای مرجع جدید و نشانه تضعیف گفتوگوی سازنده است.
پیشتر فراهانی به دلیل بازی در فیلمی بدون حجاب با برچسبهای مختلف مواجه شده بود و اکنون نیز بهدلیل نظرات ضدجنگ، برچسب «چپ بودن» به او زده میشود. محسن چاووشی نیز وضعیت مشابهی دارد؛ او موضعی وطنپرستانه داشت و قطعه «علاج» را در میانه جنگ ۱۲روزه منتشر کرد، اما اکنون با برچسب «موجسوار» مواجه است. در فضای مجازی، این برچسبزنیها اغلب با فحاشی همراه میشود که تاثیر مخربی بر پیوند اجتماعی خواهد داشت.
این روند، جامعه را در وضعیت منازعه و قطبیشدن قرار داده و خشونت کلامی را بر گفتوگوی سازنده غلبه داده است.
پیوندهای اجتماعی که میتوانست انسجام جمعی و سرمایه اجتماعی ایجاد کند، تضعیف شده و ظرفیت بازسازی فرهنگی و نوآوری کاهش یافته است.
بازسازی اعتماد و پیوندهای اجتماعی فرایندی زمانبر است و نیازمند فضاهای گفتوگوی پایدار و پذیرش تنوع نظرات است. بدون این، جامعه ایران همچنان در چرخه تنش، برچسبزنی و گسست اجتماعی باقی خواهد ماند و خطر از بین رفتن سرمایه اجتماعی و انسجام جمعی افزایش خواهد یافت
