اتفاقات دیماه چگونه رقم خورد؟؛ نـبـض جـامـعـه دسـتـمـان نـبـود
سمیه میرزایی – روزنامه اطلاعات| علی مطهری، سیاستمدار و استاد دانشگاه تهران است که چندین دوره نماینده مجلس بوده ودر یک دوره هم نایب رئیسی مجلس رابرعهده داشت. وی در حال حاضرعلاوه بر تدریس در...
سمیه میرزایی – روزنامه اطلاعات| علی مطهری، سیاستمدار و استاد دانشگاه تهران است که چندین دوره نماینده مجلس بوده ودر یک دوره هم نایب رئیسی مجلس رابرعهده داشت. وی در حال حاضرعلاوه بر تدریس در دانشگاه، عهدهدار مسئولیت نشر تألیفات پدرش استاد شهید مرتضی مطهری است. باایشان درباره تحولات کشور پس از ۴۷ سال از استقرار نظام جمهوری اسلامی وآنچه این روزها نظام ومردم بیشتر درگیرآن هستند گفتگو کرده ایم که درادامه ماحصل آن را می خوانید.
***
تقریباً حدود نیم قرن از پیروزی انقلاب اسلامی میگذرد. پدر حضرت عالی هم جزو کسانی بودند که تلاش زیادی برای پیروزی انقلاب داشتند و در این راه به شهادت رسیدند.در یک نمای کلی، میزان تحقق شعارهای انقلاب را چطور ارزیابی میکنید؟ منظورم حوزه اقتصاد، سیاست خارجی و مسائل فرهنگی است.
مطهری :شعار اصلی انقلاب که مردم در راهپیمایی ها اعلام میکردند، «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بود. «استقلال» اقسامی دارد:استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی. از نظر استقلال سیاسی قطعاً ما مستقل هستیم و شاید بتوانیم ادعا کنیم که تنها کشوری در دنیاهستیم که استقلال واقعی دارد و خودش برای خودش تصمیم میگیرد.
در حوزه اقتصاد هم میتوانیم بگوییم استقلال داریم به این معنا که خودمان برای خودمان تصمیم میگیریم واینطور نیست که از جای دیگری به ما بگویند مثلاً امسال شما این مقدار گندم یا این مقدار برنج بکارید و بقیه اش را وارد کنید، همان طور که در زمان شاه اینطور بود. ولی اینکه آیا مدیریت اقتصادی ما خوب بوده یا نبوده، بحث دیگری است.
در مورد استقلال فرهنگی هم میتوانیم بگوییم به طور نسبی موفق بودیم. قبل از انقلاب یک نوع خودباختگی و خودکمبینی شدید نسبت به فرهنگ غربی وجود داشت. امروز این امر خیلی کمتر شده است و مردم هویت اسلامی و ایرانی خودشان را بازیافتهاند. در موضوع آزادی، فراز و نشیبهایی داشتهایم. شاخص آزادی تفکر و آزادی بیان ،در یک دوره خوب بوده و در دورههایی هم خیلی خوب نبوده است. در واقع ،گاهی ایده آلی را که مورد نظر رهبران اولیه انقلاب بوده است ، نداشتهایم.
نگاه امنیتی نادرست به مسائل کشور هزینه زا بوده است
اینکه می فرمایید در دوره هایی مطلوب نبوده، آن را مربوط به عملکرد دولت ها میدانید یا مربوط به مجموعه حاکمیت؟
مطهری :منظورم مجموعه حاکمیت است. گاهی دولتها پیگیر آزادی بیان بودهاند ،ولی بخشی از حاکمیت این اجازه را نداده است، چون یک نوع نگاه امنیتی نادرست به مسائل کشور وجود داشته که مثلا هر نوع انتقادی را نوعی توهین به نظام و رهبری تلقی و محدودیت هایی برای برخی افراد ایجاد میکردند که امروز هم هنوز هست. اینها مطابق اهداف اولیه انقلاب نبوده و نیست.
با توجه به شرایط حال حاضر کشور، فکر می کنید این نوع نگاه ها برای کشور بیشتر هزینه داشته است یا فایده ؟
مطهری:قطعا هزینهاش بیشتر بوده است. نتیجه این نگاهها همین غافلگیریهایی است که در جنگ ۱۲ روزه و حوادث دی ماه داشت و نهادهای اطلاعاتی و امنیتی ما نتوانستند اینها را به خوبی کشف کنند و دیدیم قبل و در حین این حوادث با برنامهریزی دشمن کلی اسلحه وارد کشور شد. یک علتش همین است که نهادهای اطلاعاتی و امنیتی حواسشان بیشترمتوجه همین منتقدین است و از وظیفه اصلی خودشان غافل هستند.
شهید مطهری در سخنرانیهایی که در فاصله دو ماه و نیمه ای که بعد از پیروزی انقلاب در قید حیات بودند داشتند، بر موضوع «عدالت اجتماعی»و «احترام به آزادی ها»تاکید فراوانی دارند.
ایشان به صراحت میگویند که اگر دولتهای آینده به مساله عدالت اجتماعی اهمیت لازم را ندهند، انقلاب با شکست مواجه خواهد شد و همینطور اگر دولتهای آینده احترام به آزادیها را رعایت نکنند انقلاب ما شکست خواهد خورد.
این در حالی است که فقط چند روز از پیروزی انقلاب گذشته بود.یعنی ایشان خیلی واقع بینانه با آینده انقلاب مواجه میشد و هیچ ابایی نداشت از اینکه بعد از مثلاً ۱۰ روز از پیروزی، راجع به شکست انقلاب صحبت کند و دیدیم که ما از این دو جهت بالاخره آسیبهایی خوردیم.
رکن سوم شعار اصلی انقلاب «جمهوری اسلامی» است،به این معنا که کشور در مسیر اسلام هدایت و احکام اسلامی پیاده شود. در اینجاهم میتوانیم بگوییم نظام اسلامی واقعاً اسلامی ا ست و مسیر کلی را درست طی کرده است به رغم همه کاستیهایی که وجود دارد.
به هر حال اگر ما راه طی شده را ارزیابی کنیم می بینیم که در تحقق بعضی از این شعارها موفق بودهایم، در برخی به طور نسبی موفق بودیم و در بعضی هم چندان موفق نبوده ایم.
علل کاهش مشارکت مردم در انتخابات ونقش شورای نگهبان
شما به بحث جمهوریت نظام اشاره داشتید، موضوعی که با انتخابات گره خورده است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی شاهد حضور گسترده مردم در انتخابات و پاسخ مثبت به نظام بودهایم ولی رفته رفته با مساله «مشارکت» کم در انتخابات مواجه می شویم چنان که در دهه های اخیر این موضوع به یک بحران تبدیل شده است. شما اصلی ترین دلایل فاصله گرفتن مردم از انتخابات را در چه می بینید و اینکه این مساله، جمهوریت نظام را چقدر واقعاً تهدید کرده و به خطر انداخته است؟
مطهری:من فکر میکنم اصلیترین دلیل این موضوع نحوه نادرست برگزاری انتخابات و محدودیتهایی است که شورای نگهبان برای کاندیداها چه برای مجلس و چه برای ریاست جمهوری ایجاد کرده است. آن هم ناشی از تفسیری است که شورای نگهبان درباره یکی از اصول قانون اساسی انجام داده است.
در خود قانون اساسی ما محدودیتی نداریم، ولی شورای نگهبان اصل ۹۹ قانون اساسی را که میگوید شورای نگهبان نظارت بر انتخاباتهای مختلف را به عهده دارد، این طور تفسیر کرده که این نظارت به نحو استصوابی است،یعنی از هر راهی که خودمان تشخیص بدهیم باید صلاحیت اشخاص برای ما محرز شود.
اگر کسی را نمیشناسیم و اسناد کافی برای شناخت او در دست نداریم پس صلاحیتش برای ما محرز نیست و او را تائیدنمیکنیم. ممکن است آدم خیلی خوبی هم باشد ولی چون اطلاعات ما درباره او کافی نیست، ما او را تائید نمیکنیم. یعنی به جای این که دلیل رد کردن یک فرد احراز عدم صلاحیت او باشد، دلیل را عدم احراز صلاحیت قرار دادهاند که توأم با ظلمها و حقکشیهایی است و دیدیم در عمل هم وارد راههایی شدند که به نظر من، هم ضروری نیست و هم با قانون اساسی سازگار نیست چون فراتر از نظارت بر انتخابات است.
مثلا شورای نگهبان «هیاتهای نظارت استانی» تاسیس کرده است که اینها عملکرد نمایندگان فعلی و افرادی را که احتمالاً می خواهند برای آینده کاندیدا بشوند کاوش میکنند و اطلاعاتی را به شورای نگهبان میدهند و پروندههایی میسازند ،در حالی که اصلا نیاز به چنین کارهایی نیست.
اینکه افرادی را مأمور کنند که در زندگی خصوصی افراد تجسسکنند، به نظرم کار درستی نیست.
باید صرفاً افرادی را که تخلف بزرگ مالی یا تخلف بزرگ اخلاقی یا تخلف بزرگ سیاسی مثل جاسوسی برای کشور بیگانه دارند محروم کنند؛ اما اینکه برویم مثلا ببینیم کسی در خانه اش ماهواره دارد یا ندارد یا همسرش چادری هست یا نیست، به نظرم کارهای درستی نیست.
مخصوصاً اینکه اینها اظهار نظرهای افراد را ملاک قرار میدهند و اگر کسی انتقاداتی به نظام داشته است او را رد صلاحیت میکنند، در حالی که صِرف اظهار نظر و انتقاد نبایدملاکی برای رد صلاحیت باشد.
در نتیجه افرادی که برای مجلس یا ریاست جمهوری میتوانند کاندیداشوند، محدود میشوند و احیانا افراد سطح پایینی خواهند بود.
در این صورت ما از همه استعداد انسانی کشور استفاده نکردهایم و بعد با مشکلاتی مواجه میشویم. بهترینها انتخاب نمیشوندو احیاناً کسانی که راه تملق و چاپلوسی رایاد گرفتهاند، میدان دار میشوند، در حالی که معمولا کسانی که با صراحت انتقاد میکنند، افراد مخلصی هستند و صلاح کشور را می خواهند.
چنین ساز و کاری باعث میشود که افراد آزاده به مجلس یا ریاست جمهوری راه پیدا نکنند. شایدیکی از علل کاهش مشارکت مردم در انتخابات های مختلف همین مساله باشد.
آیا انباشت مطالبات مردم،دلیل دیگر نیست؟ مردم در هر دورهای در انتخابات شرکت کردند و به دولت ها فرصت پاسخ و اصلاح دادند ولی متاسفانه ازلحاظ معیشت باوضع دشواری مواجه هستند ایا این مساله در کاهش مشارکت ها تاثیر ندارد؟
مطهری: بله قطعا وضع اقتصادی هم تاثیر دارد، مخصوصاً ناامیدی نسبت به آینده که مردم افق روشنی را پیش روی خودشان نمی بینند و احساس میکنند که هرچه جلوتر میرویم وضع اقتصادی بدتر میشود. یک زمان مردم احساس میکنند یک سال یا دو سال ریاضت اقتصادی درپیش دارند ولی بعد از آن وارد دوره آرامش و رفاه خواهند شد.
در این صورت، تحمل وضعیت برای مردم خیلی راحتتر است تا اینکه آینده اصلاً روشن نباشد و هرچه جلوتر برویم وضع بدتر شود. البته تأثیر تحریمها مخصوصاً در دوره ترامپ انکارناپذیر است ،ولی در همین شرایط هم میتوان از افراد باتجربه ای که اکنون خانهنشین هستند استفاده کرد و وضع را بهبود بخشید.
درست است که قبلاً فرصتهایی برای توافق در مساله هستهای وجود داشت و رقابتهای سیاسی مانع شد، ولی امروز آمریکاو اسرائیل به نابودی جمهوری اسلامی کمر بستهاندو راهی غیر از مقاومت نداریم.
پس بخش زیادی از سختیهای معیشتی مربوط به همین تحریمها و فشارهای بینالمللی و بخش کمتری هم ناشی از ضعف مدیریت دولتهاست.
اثرات ورود تندروها به جریان تصمیم سازی کشور
کشور از اواسط دهه ۸۰ به بعد وارد دورانی شد که برخی متخصصان و نخبگان نسبت به ادامه وضعیت موجود هشدارها می دادند. از جمله شما که نسبت به ورود تندروها به جریان تصمیم سازی ها و تصمیم گیری ها نقدهای صریحی داشتید. نقدهایی که در مورد فاصله گرفتن بدنه میانه رو و عقلا از تصمیم گیری ها هشدار می دهد. این مساله را چقدر در وضع موجود دخیل می دانید؟ اکنون فکر میکنید آیا راهی برای خروج از وضعیتی که در آن هستیم وجود دارد؟ شما در مورد جریان تندرو که پشت پرده بسیاری از تصمیمات هستند، چه نظری دارید؟
مطهری:بله این افراد چون در بعضی شوراها مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی یا شورای عالی فضای مجازی اکثریت دارند، تصمیمات مهمی میگیرند.
البته این شوراها در قانون اساسی نیستند و بعدها تاسیس شده اند و متاسفانه قانونگذاری هم میکننددر حالی که کارشان سیاستگذاری است و نباید قانون گذاری کنند.
قانونگذار فقط مجلس است و غیر از مجلس نهاد قانونگذار نباید داشته باشیم، ولی اینها قانونگذاری هم میکنند. شورای عالی سران سه قوه هم قانونگذاری میکند. اینها مجلس را دور میزنند.
در مجموع مجلس در سالهای اخیر تحقیر و تضعیف شده است. این موضوع منحصر به مجلس فعلی هم نیست،مجالس قبلی هم همینطور بودند، چون این شوراها دست و بال مجلس را بستهاند.
هیات عالی نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام که در مجمع تشخیص مصلحت نظام تشکیل شده هم این گونه است .
در واقع شورای نگهبان دوم است. این هیات مصوبات مجلس را بررسی میکند و جلو برخی از آنها را میگیرد و این خلاف قانون اساسی است چون فقط شورای نگهبان میتواند مصوبه مجلس را بررسی کند، آن هم صرفاً از نظر انطباق با شرع و قانون اساسی.
البته این موارد قابل اصلاح است ولی فعلا موانعی ایجاد کرده است. مثلاً دولت میخواهد اصلاحاتی انجام دهد ولی آخرکار مثلا به شورای عالی فضای مجازی یا شورای عالی انقلاب فرهنگی میرسد که به اصطلاح تندروها در آنجا اکثریت دارند.
هرچند یک جاهایی دولت هم مقصر است، یعنی مواردی را به این شوراها ارجاع داد،مثل فیلترینگ تلگرام. تلگرام چطور فیلتر شد؟یک مقام قضایی، قاضی یا دادیار،به ناگاه اعلام کرد که از امروز تلگرام فیلتراست! درحالی که روال قانونی را طی نکرد.
درحالی که این موضوع باید به «کارگروه تشخیص مصادیق مجرمانه فضای مجازی» ارسال می شد که ۱۳ عضو دارد وآنها بایدتصویب میکردند که تلگرام فیلتر بشود یا نشود.
دولت چهاردهم هم به خاطر این که اصل فیلتر شدن تلگرام غیرقانونی بوده، میتوانست ازهمان ابتدا این موضوع را با یک دستور برطرف کند ،ولی آن را به شورای عالی فضای مجازی ارجاع دادو همچنان گرفتار است. چون دولت میخواست تحت شعار وفاق و با همراهی جریان ها عمل کند، کار این چنین پیچیده شد.
اشتباه برداشت از سیاست وفاق
وفاق قطعا به معنای چشم پوشی از حق مردم و مدارا با این جریان های تندرو نیست.
مطهری :بله قطعا اشتباه برداشت از سیاست وفاق،منجر به برخی کاستی ها هم شده است.
همه این کاستی ها منجر به مسالهای در ایران شده است به نام بحران سرمایه اجتماعی. در اثر شکاف نسبی بین مردم و حاکمیت، متخصصان علوم اجتماعی نسبت به افول سرمایه اجتماعی در ایران هشدار می دهند. همین مساله هم منجر به این شده است که دولتها نتوانند به درستی برنامه های خود را پیش ببرند. شما مهم ترین دلایل کاهش سرمایه اجتماعی را در چه می دانید و آیا این مساله قابل بازگشت هست؟
مطهری :به نظرم سرمایه اجتماعی به همین دو دلیلی که پیشتر اشاره کردم پایین آمده است. یکی سختی وضع معیشت مردم و فقدان یک افق روشن، و دیگری محدودیت های سیاسی که برای فعالان اجتماعی و سیاسی ایجاد شده است.
برخی افراد احساس میکنند که حق ورود به صحنه سیاسی را ندارند و برخی مردم هم احساس میکنند نامزدهای مورد نظرشان در انتخابات های مختلف حضور ندارند و طبعاً مشارکت مردم در انتخابات پایین میآید.
اولی یعنی وضع اقتصادی، به تحریمها و ضعف مدیریت اقتصادی بر میگردد و دومی هم ناشی از نظارت استصوابی است.ما باید به دنبال رفع همه اینها باشیم و امکانپذیر است؛ فقط کار را باید به اهلش سپرد.
اتفاقات دی ماه چگونه رقم خورد ؟
جرقه حوادث دی ماه پیرو موضوع حذف ارز ترجیحی زده شد. شما عملکرد دولت را در این مورد چطور ارزیابی می کنید؟
مطهری:طرح تک نرخی کردن ارز به اذعان همه اقتصاددانان کار درستی است و باید این کار انجام میشدولی باید در حال ثبات اقتصادی انجام میشد،اما نه در حالی که نرخ ارز در حال افزایش است.
فکر میکنم دولت مجبور شد که در این شرایط این کار را انجام بدهدچون با کمبود شدیدارز مواجه شده بود.
البته اینجا کوتاهیهایی هم شد. دولت بایدچند هفتهای با مردم صحبت و معایب وضع فعلی و محاسن این طرح را تشریح میکردویارانه مدنظر را هم قبل از اجرای طرح به حساب افراد میریخت.به نظر من اگر دولت این کار را میکرد ما با چنین اعتراضاتی با این شدت مواجه نمیشدیم. دولت کوتاهی کرد یعنی تقریباً همان اشتباهی را مرتکب شد که دولت دوازدهم درباره افزایش ناگهانی قیمت بنزین انجام داد.
این نشان میدهد نبض جامعه دست دولت نبوده و شاید هم بعد از افزایش قیمت بنزین که دیدند اتفاقی نیفتاد، فکر کردنداین طرح هم به راحتی انجام میشود.به هر حال حالا همه بایدبا دولت همکاری کنیم.
ما جنگ ۱۲ روزه را با اتحاد و همبستگی مردم پشت سر گذاشتیم. به فاصله چند ماه بعد از آن با حوادث دی ماه مواجه می شویم. به هر صورت برای تداوم این همبستگی وظایفی به عهده حاکمیت بود. شما این مساله را چطور ارزیابی می کنید؟
مطهری :بعد از جنگ ۱۲ روزه که دشمن موفق نشد به اهدافش برسد،حاکمیت از این اتحاد و همبستگی به خوبی حراست میکرد، ولی دشمن دنبال ادامه کار بود که بالاخره ضربه نهایی را وارد کند.
آمریکا، مخصوصاً آمریکای دوره ترامپ معتقد است که نباید هیچ کشوری در خاورمیانه مقابل اسرائیل عرض اندام کند. همه باید تسلیم باشند، همه باید مثل سوریه و لبنان و اردن و مصر تابع باشند و اسرائیل قدرت برتر منطقه باشد و آمریکا و به طور کلی غرب دسترسی به همه منابع نفت و انرژی خاورمیانه داشته باشند. همانطور که اکنون نفت سوریه و عراق را میبرند. ایران در اینجا مزاحم است و آرزوی اینها نابودی جمهوری اسلامی و تجزیه ایران است. اینها دستبردار نبودند وبرای این حوادث اخیربرنامهریزی کردند.البته زمینه را خودمان فراهم کردیم.
ترامپ شخص خاصی است.او خودش را حاکم جهان میداندو به شدت صهیونیست است. در واقع یک صهیونیست مسیحی است و اعتقاد دارد همه باید تابع و برده اسرائیل باشند.
به هر حال اینها دنبال فرصت بودند و کار خودشان را کردند، اما هر مقدار هم آنها تلاش کنند اگر وضع داخل محکم باشد، کاری از پیش نمی برند.
قطعاً خودمان هم مقصر بودیم.معلوم بود که نبض جامعه دستمان نیست. مثلا ۹۵ درصد مردم در سختی بودند، قیمتها به سرعت بالا میرفت. همه در سختی بودندمگر چند درصد که به اندازهای ثروتمند هستند که قیمتها هر چه هم بالا برود برایشان مهم نیست. دولت در این زمینه خیلی هوشیار نبود.
مردم اصل انقلاب و هدفهای انقلاب را قبول دارند و برای حفظ آن فداکاری میکنند، ولی آنجایی که احساس میکنند افق روشنی پیش رو نیست و کار از دست دولت خارج شده است، احساس خطر و اعتراض میکنند.
این اعتراض در ذات خود کار بدی نیست، ولی باید سنجید آیا در این شرایط که آمریکا و اسرائیل کمین کردهاند که وضع داخل را به هم بریزند صلاح هست که وارد بشویم یا نه؟
مطهری: به نظر من بهتر بود بازاریهای تهران به جای اینکه به خیابان بیایند، درخواست گفتگو با دولت را میدادند و دولت استقبال میکرد.کنترل اعتراضات خیابانی در این شرایط کار سختی است.شروع آن با ماست ولی کنترل و پایان آن معلوم نیست با ما باشد. به هرحال اتفاقاتی افتاد که خیلی تلخ بود و نباید رخ میداد. فعلا باید همه با هم متحد و منسجم باشیم چون احتمال جنگ هم وجود دارد.
شهید مطهری موافق پست اجرایی برای روحانیت نبودند
به عنوان آخرین سئوال، فکر میکنید اگر اکنون شهید مطهری در قید حیات بودند به عملکرد انقلاب چه نمرهای میدادند؟
مطهری: ایشان درباره جمهوری اسلامی ایده های ویژه ای داشتند و در همان بیست و پنج سخنرانیای که در ایام نزدیک به پیروزی و بعد از پیروزی انقلاب تا زمان شهادت داشتند،برای تداوم انقلاب اسلامی بر عواملی تأکید داشتند. یکی عدالت اجتماعی است و دیگری احترام به آزادیها.
ایشان راجع به نقش روحانیت میگویند که روحانیون پست اجرایی دولتی نگیرند،بلکه کار خودشان را انجام بدهند، همان نقشی که روحانیت شیعه در طول تاریخ داشته است که همیشه مستقل از دولت ها بوده و در مقابل دولت ها و در کنار مردم بوده است.
ایشان میگویند روحانیت شیعه از نظر روحی متکی به خدا و از نظر اجتماعی متکی به مردم است. حتی در جمهوری اسلامی روحانیون نباید پست اجرایی دولتی بگیرند، بلکه باید بر امور نظارت داشته باشند. البته این غیر از گرفتن پست در قوه قضائیه است. پست قضایی جنبه فقهی دارد و روحانیون باید باشند، یا روحانیون در مجلس میتوانند باشند.
در موضوع ولایت فقیه هم ایشان بیشتر جنبه نظارتی قائلند تا حکومتی و معتقد بودندولی فقیه حاکم نیست بلکه ناظر است که حکومت از جاده اسلام خارج نشود. حاکم، رئیس دولت و رئیس جمهوری است.
همچنین درباره نقش زن در جمهوری اسلامی بحث کردهاند و بر موضوع استقلال فرهنگی و بلکه استقلال مکتبی خیلی تاکید دارند. به هر حال نظریات ویژهای دارند که در کتاب «آینده انقلاب اسلامی ایران»که توسط انتشارات صدرا چاپ شده آمده است.
اگر بخواهیم با توجه به نظرات ایشان نمره بدهیم،من فکر کنم بالا نخواهدبود . مثلاً میتوانیم نمره ۱۴ بدهیم.طبعا کاستیهایی داشتهایم ولی انقلاب ما از نظر تاثیری که در خاورمیانه و دنیا گذاشت موفق بوده است، به طوری که اگر بخواهند تحول سیاسی در جهان مخصوصا خاورمیانه ایجاد کنند واقعا بدون ایران ناشدنی است؛ در حالی که اگرایران امروز را با قبل از انقلاب که فرمانبر آمریکا بودیم و کارشناسان اسرائیلی در همه نهادها حضور داشتند مقایسه کنیم، میبینیم واقعاً قابل قیاس نیست.
اکنون دنیا برای ایران شخصیت دیگری قائل است. اگرچه در اثر تبلیغات غربیها و مخصوصا صهیونیستها ممکن است نگاه بدی راجع به ایران ایجادشده باشد، ولی اکثر خواص و مقامات سیاسی دنیا که مسائل را خوب تشخیص میدهند، برای ایران شخصیت ویژهای قائلند و در مذاکرات خصوصی این مساله را بیان می کنند. حرف آخر اینکه راهی که در انقلاب طی شده، هم معایبی و هم محاسنی داشته است و باید تلاش کنیم انشاءالله به آرمانهای اولیه نزدیکترشویم.
