انتظار منجی و وعدهای که در کتابهای آسمانی تکرار شده است
به گزارش مشرق و به نقل از اطلاعات نیوز، در جهانی که واژه «عدالت» بیش از همیشه بر زبانها جاری است اما کمتر در زندگیها جاری میشود، انسان معاصر دوباره به پرسشی قدیمی بازگشته است: آیا آیندهای روشن در...
به گزارش مشرق و به نقل از اطلاعات نیوز، در جهانی که واژه «عدالت» بیش از همیشه بر زبانها جاری است اما کمتر در زندگیها جاری میشود، انسان معاصر دوباره به پرسشی قدیمی بازگشته است: آیا آیندهای روشن در انتظار بشر هست؟ پاسخ ادیان الهی و بهویژه اسلام به این پرسش، امیدبخش و روشن است، امید به روزی که عدالت نه یک شعار سیاسی، بلکه شیوه زیستن انسانها خواهد شد. اندیشه «انتظار» از همین نقطه آغاز میشود؛ از دل خستگی انسان از ظلم و ناکامی، و از شوقی ریشهدار برای جهانی سالمتر و انسانیتر.
عدالت؛ رؤیای مشترک همه انسانها
انسان فارغ از دین، نژاد یا جغرافیا با نوعی کشش درونی به سوی عدالت زاده میشود. نارضایتی از تبعیض، نفرت از ستم و اشتیاق به انصاف، بخشی از سرشت مشترک بشری است. شاید به همین دلیل است که حتی در جوامعی که نامی از دین برده نمیشود، عدالت به عنوان یک ارزش بنیادین مطرح است، هرچند در عمل کمتر به آن دست یافتهاند.
تجربه تاریخ نشان داده است که هر بار قدرت، بدون اخلاق و معنویت به میدان آمده، نتیجهاش ناامیدی و سرخوردگی ملتها بوده است. وعدههای پر زرقوبرق سیاستمداران، اصلاحات نمایشی و شعارهای حقوق بشری، در برابر واقعیتهای تلخ جهان امروز رنگ باختهاند. همین ناکامیهاست که انسان را دوباره متوجه راهحلهای عمیقتر و ریشهدارتر میکند.
در نگاه دینی، عدالت فقط یک نظم حقوقی یا اقتصادی نیست، بلکه حالتی از توازن در جان انسان و جامعه است. قرآن کریم وقتی از هدف بعثت پیامبران سخن میگوید، آن را قیام مردم به قسط معرفی میکند: «لِیَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ»؛ یعنی عدالت باید به خواست و اراده عمومی تبدیل شود، نه تحمیلی از بالا.
از همینجا انتظار برای تحقق عدالت نهایی، از یک اعتقاد صرف مذهبی فراتر میرود و به یک آرمان انسانی بدل میشود؛ آرمانی که همه مظلومان و عدالتخواهان عالم، به شکلی آگاهانه یا ناآگاهانه، دل در گرو آن دارند.
وعدهای که در کتابهای آسمانی تکرار شده است
اندیشه پیروزی نهایی صالحان، محدود به یک مذهب یا حتی یک دین خاص نیست. قرآن کریم با لحنی قاطع از آیندهای سخن میگوید که در آن، زمین به دست بندگان شایسته خدا اداره خواهد شد: «وَلَقَدْ کَتَبْنَا فِی الزَّبُورِ… أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُهَا عِبَادِیَ الصَّالِحُونَ». این آیه نه یک امید شاعرانه، بلکه یک وعده الهی است.
جالب آنکه همین مضمون، در زبور داوود و حتی در اناجیل نیز تکرار شده است؛ جایی که از وارث شدن صالحان و پایان یافتن حاکمیت شر سخن به میان میآید. این اشتراک، نشان میدهد که انتظار منجی، بخشی از حافظه معنوی بشر است؛ حافظهای که در لحظات بحران دوباره فعال میشود.
بر اساس آموزههای اسلام، این منجی با عنوان «مهدی» شناخته میشود؛ شخصیتی از خاندان پیامبر(ص) که مأموریت او احیای عدالت و بازگرداندن انسان به مسیر اصیل الهی است. پیامبر اسلام(ص) بهصراحت فرموده است: «اگر از عمر دنیا جز یک روز باقی نمانده باشد، خدا آن روز را آنقدر طولانی میکند تا مردی از اهلبیت من قیام کند.»
این وعدهها، انتظار را از یک حالت منفعلانه خارج میکند و آن را به باوری زنده و پویا تبدیل میکند که به آینده معنا میدهد و انسان را از تسلیم شدن در برابر وضع موجود بازمیدارد.
مدت حکومت موعود؛ عدد مهم است یا معنا؟
یکی از پرسشهایی که همواره ذهن انسان را درگیر کرده مدت حکومت امام مهدی(عج) است. در منابع روایی عددهای متفاوتی دیده میشود؛ از سالهایی محدود تا دورههایی طولانیتر. اما این اختلافها به معنای تردید در اصل ماجرا نیست.
بسیاری از عالمان بزرگ شیعه تأکید کردهاند که این تفاوتها ناظر به مراحل گوناگون ظهور، تثبیت و شکوفایی حکومت است. گاهی از «هفت سال» سخن گفته میشود که هر سال آن، معادل ده سال از زمان ماست، و گاهی از «چهل سال» به عنوان دوره کامل حکمرانی یاد شده است.
نکته مهمتر آن است که خود ائمه اطهار (ع) تصریح کردهاند علم دقیق این مسئله، در اختیار خداوند است. آنجا که امیرالمؤمنین امام علی (ع) میفرماید: «سپس خدا هرچه بخواهد انجام میدهد»، در واقع توجه ما را از عدد و زمان به اراده الهی و حکمت نهفته در آن جلب میکند.
در نگاه دینی آنچه اهمیت دارد، طول حکومت نیست، بلکه عمق تحول آن است که بتواند انسان را از ریشه دگرگون کند و جهان را از نو بسازد.
حکومتی که از درون انسان آغاز میشود
ویژگی ممتاز حکومت امام زمان (عج) این است که اصلاح را از انسان شروع میکند، نه فقط از ساختارها. این نکته نشان میدهد که عدالت بدون بلوغ فکری و اخلاقی جامعه، پایدار نخواهد بود.
در چنین حکومتی عدالت فقط در دادگاهها یا تقسیم ثروت خلاصه نمیشود؛ بلکه در روابط انسانی، در اخلاق اجتماعی و حتی در سبک زندگی مردم جریان پیدا میکند. پیامبر(ص) فرمودهاند که مهدی(عج) زمین را پر از قسط و عدل میکند، همانگونه که از ظلم پر شده است.
اقتصاد، قضاوت، آموزش و حتی مدیریت شهری، همگی بر مدار انصاف و کرامت انسانی میچرخند. روایتها میگویند در آن دوران، فقر ریشهکن میشود و انسانها دیگر نیازمند کمک مالی نخواهند بود؛ نه از سر اجبار، بلکه به دلیل توزیع عادلانه امکانات.
درواقع حکومت امام زمان (عج) بازگشت به سیره پیامبر (ص) است، با همان سادگی در زندگی، همان قاطعیت در اجرای حق و همان مهربانی با محرومان. تفاوتی اگر دیده میشود، نه در اصل راه، بلکه در گستره اجراست.
